تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
اگر در شما غيرت كافريست * صلاح شما نيز با صلح نيست
ز قلعه در آئيد از بهر جنگ * كه ظاهر نگردد هنر جاى تنگ
و گرنه كسى در درون حصار * بشيران چگونه كند كارزار
بقلعه علاج شما مردن است * كه قوت شما خون دل خوردنست
ز هر دو طرف از صف كارزار * فكنده بره ديده انتظار
كه تا خان عادل چه گويد جواب * ببخشش اشارت كند يا عذاب
در آن راه آن قاصد بادپا * بسعى توكل بجهد و رضا
بيك دور هفته بضرب قدم * رسانيد خود را بپاى علم

[ مجلس پنجم ] ساقىنامه

بيا ساقى از ساغر بزم شاه * به من هم بده ساغرى گاه گاه
كه تا برفروزم چراغ دماغ * خرامان خرامان درآيم بباغ
بگلشن چه اين داستان سر كنم * تمنّاى باطل ز سر دركنم
ننالم چه بلبل ز داغ خزان * نگردم چو پيران ز غم ناتوان
كه از دولت صاحب عدل و داد * بعالم ز تو عشرتى دست داد

رسيدن خبر رزم اهل اسلام با كفار

نباشد دل حق پرستان چو تنگ * چو بزمى بود رزم اهل فرنگ
صبا چون علم بركشيد آفتاب * فتاد از غزال فلك مشكناب
جدا شد دو رنگى ز رومى و زنگ * فرو رفت در قعر دريا نهنگ
ز درياى مشرق در و شاهوار * برون آمد از قدرت كردگار