بعضى از محققين داخلى و فهرستنويسان جنگنامهء كشم را به صورت قيشم نوشتهاند كه از جمله آنها نصر اللّه فلسفى و احمد منزوى را مىتوان نام برد ( نصر اللّه فلسفى ، پيشين ، ج 1 ، ص 219 ) همچنين ( احمد منزوى ، پيشين ، جلد يازدهم ، ص 1517 ) .
كيمختپوش
ز غريدن كوس كيمختپوش * درافتاد در چرخ اطلس خروش ( b 25 )
پوست اسب يا الاغ كه آن را دباغى كرده باشند ، ساغرى پوست بدن حيوان هم گفتهاند .
كلوبرشه برشه و كلوبرشه كه توسط سراينده جنگنامهء كشم به كار رفته معلوم نشد كه چيست . ظاهرا شئى شناور بوده است . اشارات او چنين است :
چهار و دو ده توپ در قلعه داشت * دگر شانزده توپ در برشه داشت ( ك )
آيا برشه در اينجا تصحيف عرشه است ؟
سخن ختم كردى چو از قلعهاش * دگرگوى از كلوبرشهاش ( ك )
كلوبرشه با دو ديگر غراب * سه تا قلعه بودند در روى آب ( ك )
ز توپ و تفنگ كلوبرشهاش * نمىرفت كس جانب قلعهاش ( ك )
نيز به واژه برشه مراجعه شود .
گبران / آتشپرستان در چند مورد سرايندهء جنگنامهء كشم از گبران و آتشپرستان سخن به ميان آورده است از جمله دربارهء قلعه كشم :
24 يكى قلعه سخت پر ترس و بوم * خطرناك بىجاى گبران شوم ( ك )
در ماجراى شبيخون خصم و زخمى شدن عماد عرب :