تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
شده ، آمده است :
الا اى فاضل جم جام جم كو * ز حاتم آن سخا و آن كرم كو
همى ترسم كه فردا بازگويم * كپيتان غراو و آن بلم كو
تمر
Tamor
نامى است كه سراينده جنگنامهء كشم به آن اشاره مىكند
سر آن سپه بد كپيتان تمر * دلى داشت از كينه و خشم پر ( ك )
نيز در شرح مكر و حيله فرمانده پرتغالىها
153 بناگه يكى روز هنگام چاشت * كپيتان بدل جادوى و سحر داشت ( ك )
عباس اقبال آشتيانى محقق ايرانى طى مقاله‌اى در مجلهء يادگار به نقل ار ناشر ايتاليايى منظومهء جنگنامهء كشم كپيتان تمر را ترجمه‌اى از
Capitan de mar
دانسته كه به پرتغالى به معناى امير البحر است و ايرانيها آن را شخص پنداشته‌اند . در حالى كه فرمانده پرتغالىها روى فريرا دى آندرا ، بوده است . و چون ايرانيان با كمك انگليسىها در آستانه پيروزى بر پرتغالىها قرار گرفتند كپيتان تمر قصد فرار كرد :
236 چو لشكرى سوى جنگ انگيز كرد * كپيتان تمر فكر بگريز كرد ( ك )
و سپس :
239 كپيتان تمر چون چنان حال ديد * خلاصى خود در بزنهار ديد ( ك )
و سرانجام با پرداخت پول به انگليسىها خود را نجات داد :
بسى مال و زر داد بر انگريز * كه تا جان خود را بدر برد نيز ( ك )
كپيتان تمور با چنان داورى * كه مىكرد دعوى زور آورى ( b 38 )
كپيتان بگفتا كه آه و دريغ * كه ناموس باشد به تاراج تيغ ( a 52 )
كپيتان ز انديشه تيغ خان * فرو برده سر در گريبان جان ( a 24 )
كپيتان به پيش آمد و برهمن * زبان را گشادند اندر سخن ( a 25 )
كپيتان تمر عنوان فارسى شده كلمه پرتغالى
Capitao - do - mar )
و
( Capitao - mor
به