تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
معناى دريادار و ناخدا است . قديم‌ترين سندى كه اين واژه در آن به كار رفته ، نامه‌اى به تاريخ 930 ه از محمد شاه هرموزى به پادشاه پرتغال است كه از عنوان كپتن تمر براى فرماندهان نظامى پرتغالى استفاده شده است . اين واژه به صورت كپيتن و مار ( ر ك : قائم مقامى ، پيشين ، ص 688 ) و قپودان ( ر ك : سيدى على كاتبى ، پيشين ، ص 35 ) و كپتن تمران ( ر ك : قائم مقامى ، پيشين ، ص 660 ) نيز در متون آمده است . كجك
به پيل دمان زد چو بند و كجك * قرار از زمين رفت و صبر از فلك ( b 17 )
ز بىتابى پيل و ضرب كچك * گلوگير شد نقره جنگ فلك ( a 27 )
كجك -
( Kajak )
آهنى باشد سركج و دسته‌دار كه فيل‌بانان بدان فيل را به هر طرف كه خواهند برند و آن به منزله عنان است . كجك بر سر پيل زد شاه چين / بغريد چون تندر فرودين ( شاهنامهء فردوسى ) كشم / قشم
23 بناى يك قلعه در كشم كرد * دل خان ايران پر از خشم كرد ( ك )
پياپى رساندند در آب قشم * بىانديشه خاطر ترس خشم ( b 13 )
چنان قلعه قشم را باز كرد * كه رستم گريزان شدى زان نبرد ( a 39 )
چو بندر گه قشم را كرد جاه * گرفت از فرنگى به حكم إله ( b 41 )
ز ميراب قشم و ز سقاى شهر * خريدندى آبى به مانند نهر ( a 41 )
كه چون قلعه قشم را غازيان * گرفتند از ضرب تيغ و سنان ( b 41 )
جزيره قشم به طول تقريبى صد و بيست كيلومتر و عرض متغير پنج تا چهل كيلومتر در طول ساحل استان هرموزگان قرار گرفته است . اين جزيره در طول تاريخ به اسامى گوناگون ناميده شده است نامهائى چون كشم در ( مقدسى ، ابو عبد اللّه محمد ، احسن