التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، به كوشش علينقى منزوى ، شركت مؤلفان و مترجمان ايران ، تهران ، 1362 ، ج 2 ، ص 637 ، همچنين ( افضل التواريخ ، خوزانى ، نسخه خطى ) ، بعلاوه كشمنامه ، نسخه خطى ) كاوان ( ياقوت حموى ، معجم البلدان ، نشر دار الصادر ، بيروت بىتا ، ج 5 ، ص 7 ) . ابر كاوان ( همانجا ) بنى كاوان ( ابن بلخى ، فارسى نامه ، تصحيح گاى لسترنج ، انتشارات ، تهران ، ص 114 ) لافت ( استخرى ، مسالك و ممالك ، به كوشش ايرج افشار ، انتشارات علمى و فرهنگى ، تهران ، 1368 ، ص 35 ، ) همچنين ( حدود العالم ، تصحيح منوچهر ستوده ، ص 20 ) و ( سفرنامه تيكشيرا ، متن انگليسى تصحيح سيكلر ، لندن ، ص 158 ) و سرانجام جزيره دراز ( نزهة الاخبار خورموجى ، نسخه خطى ) .
نام اصلى و درست اين جزيره كشم است كه در تلفظ محلى بوميان تا كنون رايج است و پس از فتح آن توسط نيروى صفويه در بعضى متون نيز به همين شكل ضبط شده است . از جمله در منظومه خطى كشمنامه و افضل التواريخ كه هر دو در قرن يازدهم هجرى نوشته شده است و در دوره حاكميت ملوك بنى قيصر و ملك اسلام بر كيش اين جزيره تحت قلمرو ايشان بود . ( تيكشيرا ، پيشين ، ص 158 ) در اوايل قرن هشتم هجرى پادشاه هرموز ابتدا كشم را به عنوان سكونتگاه خود و مردم انتخاب نمود ، اما به دليل بزرگى جزيره و قادر نبودن به حفاظت از آن به جزيره جرون نقل مكان كرد . با سقوط حكام كيش اين جزيره تحت تملك ملوك هرموز قرار گرفت و از آن پس به عنوان محل ذخيره آب آشاميدنى مردم جرون و تفريحگاه امراى آن مورد استفاده بود . در حمله نيروهاى ايرانى عليه پرتغالىها ، ابتدا جزيره كشم فتح شد و به اين ترتيب عملا هرموز از دسترسى به آب آشاميدنى محروم شد . ( ر ك : جروننامه ، همچنين سفرنامه فيگوئروا ، پيشين ، صص 14 - 13 ) . مقدسى در كتاب احسن التقاسيم از منابع معتبر قرن چهارم هجرى از محلى به نام رأس كشم ياد كرده است ( مقدسى ، پيشين ، ج 2 ، ص 74 ) امين احمد رازى در تذكرهء هفت اقليم كه در زمانى نزديك به فتح قشم اثر خود را نوشته است آن را كشم ضبط كرده است ( امين احمد رازى ، پيشين ، ج 1 ، ص 49 ) با وجود صراحت واژهء كشم
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: مؤلف مجهول
ص٢٤١