عماد عرب عماد عرب بر اساس گزارش سرايندهء جنگنامهء كشم از فرماندهان لشكرى ايران بوده است :
65 فرستاد يك لشكر خونخوار * به جنگ عماد عرب گوشدار ( ك )
66 عماد عرب هيچ آگه نبود * ورا دولت و عقل همره نبود ( ك )
71 بكردند زخمى عماد عرب * دل شاه گبران بشد پر طرب ( ك )
نيز هنگامى كه امام قلى خان به بندر كنگ رسيد و سپاهى جهت جنگ ترتيب داد :
202 سپهدار ايشان دو مير عرب * هنرمند بودند و عالى نسب ( ك )
203 از آن سروران شان يكى بد عماد * دگر شيخ موسى نيكو نهاد ( ك )
204 عماد عرب باز مردانهوار * بشد با سپاهش بكشتى سوار ( ك )
در آنجا كه از عماد عرب نام برده از اهل عرب يعنى نيروهايش نيز سخن گفته است از جمله در شبيخون پرتغالىها :
68 به آخر هم از روى لهو و لعب * شكستى بدادند باهل عرب ( ك )
شاه عباس سرايندهء جنگنامهء كشم در چندين مورد نام شاه عباس را برده است .
9 اللهى كه تا شاه عباس باد * ورا مهره بخت در طاس باد ( ك )
نيز او را با عنوان نواب انجم سپاه ياد كرده است :
11 علىرغم حاسد ز لطف آله * بگو مدح نواب انجم سپاه ( ك )
در بيان ناراحتى شاه عباس از اقدامات پرتغالىها :
23 بناى يكى قلعه در كشم كرد * دل خان ايران پر از خشم كرد ( ك )
رسيد اين خبر چون به آب كرنگ * بنواب عالى كه آمد فرنگ ( ك )
بجنبيد نواب عالى بقهر * بفرمود بر لشكر آراى دهر ( ك )