تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
سيد ابو الحسن
ز هر جا سخن رفت و آمد سخن * كه باشد سخن ختم بر بو الحسن ( ج )
ز حرف وصاياى خود اين سخن * بيان كرد بر مير دين بو الحسن ( ج )
مير ابو الحسن از علماى شهر لار در دوره صفويه است و تنها منبعى كه از او ذكرى به ميان آورده است پيترو دولاواله سياح مشهور ايتاليايى است كه در هنگام جنگ هرموز در لار سكونت داشته است . او مىنويسد : « تعدادى از كودكان پرتغالى بر اثر سهل‌انگارى نيروهاى انگليسى به اسارت ايرانيان درآمدند و بعضى از آنان توسط ايرانيان مسلمان شدند و امام قلى خان آنان را به سرداران خود مىبخشيد و از آن جمله جوانى پرتغالى به نام مانوئل نام را به مير ابو الحسن از علماى لار سپرد تا مسلمان و ختنه‌اش كند و خدمتگزار وى شود . » ( ر ك : پيترو دولاواله ، سفرنامه ، ج 6 ، ص 30 ، متن ايتاليائى ) نامبرده احتمالا منصب شيخ الاسلامى لار را بر عهده داشته است . علماى شيعى عصر صفويه در اين منطقه از گلپايگان و اصفهان به لار آمده‌اند . احتمالا خاندان سادات شيخ الاسلام ساكن در اين شهر از بازماندگان سادات مهاجر عصر صفوى هستند . ( ر ك : تاريخ لارستان ، مورخ لارى ، تصحيح محمد باقر وثوقى ، شيراز ، 1372 ، ص 40 ) . شاهقلى
جوانى كه او شاهقلى نام داشت * كه بود از سبوط ذوى الاحترام ( a 14 )
اميرى كه او شاهقلى نام داشت * به قلعه جهان پهلوان برگماشت ( a 14 )
شاهقلى بيگ از سرداران و همراهان نظامى امام قلى خان در نبرد هرموز است . او از رؤساى قبيله شاملو است كه مدتها در خدمت شاه عباس به نظامىگرى مشغول بوده است . ( اسكندر بيك منشى ، پيشين ، ص 1599 ) و در حمله مشترك نيروهاى ايرانى و انگليسى به جزيره هرموز يكى از سرداران ايرانى بشمار مىرفت . صاحب جنگنامهء كشم از او با اين تعابير ياد كرده است : ايالت پناهى سرى سرورى / حكومت شعارى بلند
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 228 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش