اخترى / اميرى بزرگى و بگزادهاى / جوانى به عقل و خدا دادهاى / ورا اسم نيكو بدى شاه قلى / كمر بسته شاه مردان على / .
شيخ موسى از فرماندهان لشكرى سپاه ايران كه نخستين گزارش جنگنامهء كشم حاكى از زخمى شدن او در شبيخون قواى خصم است :
72 جوانى دگر شيخ موسى بنام * بدى نزد نواب با احترام
73 دو زخمش زدند آن سگان يسار * بناليد از غيرت روزگار
74 چو موسى جوانى نيامد دگر * به مردى و مردانگى و هنر
نيز در شرح اعزام لشكر به عمان :
203 از آن سرورانشان يكى بد عماد * دگر شيخ موسى نيكو نهاد
212 ابو شيخ موسى خدا عون كرد * چو جنگى كه موسى بفرعون كرد
صفى خان
صفى خان چو حاكم بود در جرون * شود آن دو شهزاده را رهنمون ( a 31 )
چراغ دل و ديده خان * كه باشد صفى خان خان زمان ( a 31 )
صفى خان فرزند امام قلى خان سردار مشهور دوره شاه عباس صفوى بود ، او در هنگام فتح جزيره هرموز در صحنه نبرد حضور داشته و در دوره واليگرى پدر خود بر فارس و لارستان ، او به سمت حاكم جزيره هرموز منصوب شده است . سيد حسن استرآبادى در تاريخ سلطانى او را بزرگترين فرزند امام قلى خان ناميده و مدعى شده كه صفى خان از صلب شاه عباس است و امكان دعوى سلطنت از طرف او باعث شد تا شاه صفى ، امام قلى خان و همه فرزندانش را به قتل رساند . ( ر ك : سيد حسن استرآبادى ، از شيخ صفى تا شاه صفى ، تصحيح دكتر احسان اشراقى ، انتشارات علمى ، تهران 1364 ، ص 247 ) .