تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
خطاب يكى از فرماندهاى ايرانى به كپيتان تمر :
177 چه حد دارى اى كافر مدبرى * كه با خان ايران كنى داورى ( ك )
178 به بازوى خود ملك ايران گرفت * ز غيرت شماخى و شروان گرفت ( ك )
222 وز آنجا بتعجيل آمد بكشم * نه بى در دلش غصه و كين و خشم ( ك )
179 بشمشير بگرفت نصف جهان * گرو برده از پادشاه كيان ( ك )
180 ندانى كه نواب ايران زمين * چه نوعست مردانه در روز كين ( ك )
187 بامداد ما اين زمان مىرسد * ز الطاف خان جهان مىرسد ( ك )
در وصف حركت امام قلى خان
195 رسيد او چو بر منزل آب جوار * عقب آمدش خان گردون وقار ( ك )
196 برون كرد گرد غم از خاطرش * بپوشيد يك خلعت فاخرش ( ك )
در شرح حمله نهايى به قلعه كشم
229 بامداد خان ملايك سپاه * بيامد يكى لشكر كينه خواه ( ك )
230 سپاهى ولى باصلاح و تميز * به مردى مردانه از انگريز ( ك )
زبان حال كپيتان تمر پس از شكست :
بر خان ايران شدم بىادب * گرفتار گشتم بقهر و غضب ( ك )
غراب
38 كلو برشه با دو ديگر غراب * سه تا قلعه بودند در روى آب ( ك )
64 يكى روز آن كافر ناصواب * روان كرد غراب در روى آب ( ك )
به مانندهء برق با صد شتاب * به دريا نشستند چندين غراب ( a 10 )
به سوى بنادر صد و سى غراب * كه تا لشكرى را نباشد عذاب ( a 19 )
غرابى ز اسباب بسيار كرد * غرابى ز جنس و ز دينار كرد ( b 19 )
سخن رفت از رهزن روى آب * كه هستند در دستبرد غراب ( a 20 )