را به صورت سيبا آورده و به نقل از وصاف مىنويسد : « بعد از آن اباقا خان را چون كثرت لشكر و جسارت ايشان از دشت قبچاق معلوم شد از اين سوى دربند ديوارى كشيدند و آن را سيبا گويند » ( يادداشتهاى قزوينى ، ج 5 ، ص 173 ) .
واژه سيبه در جنوب ايران در مواردى به صورت سيوه
Siveh
تلفظ مىشود و منظور ديوارى است از سنگ و گچ كه گرد بر گرد پشت بام كشيده مىشود . اين ديوار كه معمولا ارتفاع زيادى ندارد به منظور جلوگيرى سقوط از پشت بام و مجفوظ ماندن از ديده شدن در مواقع خوابيدن است . اما در مواقع جدالهاى درون شهر به صورت جانپناه و سنگر به كار گرفته مىشده است . در متن جنگنامهء كشم حصار دژ مانندى بوده كه در پناه آن سربازان استقرار يافته استراحت كرده و مىجنگيدهاند . و بدين ترتيب غير از اردوى اصلى سپاه بوده و به مواضع دشمن نزديك بوده است .
در شرح اقدامات شاه قلى بيك براى تصرف قلعه پرتغالى كشم و ساختن سيبه براى استقرار نيروهاى ايرانى :
60 بكردند آن قلعه را در قبل * بكورى آن كافران دغل ( ك )
61 جرو نقمه و سيبه پرداختند * مسلمان و كافر بهم تاختند ( ك )
سپس بسيارى از جنگها در سيبه رخ داده از جمله هجومهاى مكرر سپاه خصم :
79 بناگه سر سيبهها ريختند * بسى فتنه و جنگ انگيختند ( ك )
80 چو در سيبه قمباره انداختند * بسى مرد نامى برانداختند ( ك )
104 شنيدم كه يك روز وقت سحر * ز سيبه برفتند لشكر بدر ( ك )
و در شرح دلاوريهاى برج على بيك :
13 سر سنگ يك سيبهاى رانده بود * كه لقمان ز حكمت فرومانده بود ( ك )
و حمله دشمنان به او :
سه نوبت سر سيبهاش ريختند * چو مردانه جنبيد بگريختند ( ك )
در جروننامه نيز آمده است :