كه تا ما به توفيق پروردگار * ز سيبه رسانيم خود بر حصار ( a 15 )
ز نقب و ز سيبه به جهد تمام * شب و روز و روز و شب و صبح و شام ( a 15 )
به جائى ز سيبه سپه رفت پيش * كه بودى زمينش ز يك ميل بيش ( a 15 )
كه از سيبه و نقب و توپ و تفنگ * ز قنباره فرق قوم فرنگ ( b 46 )
فكندى به سيبه هر آن كو نظر * شدى در زمان جانش از تن بدر ( b 48 )
به دم سيبه بستند مردم به سنگ * نهادند سر را به پاى تفنگ ( a 49 )
گهى پيش سيبه ز تعجيل كار * دويدى ز هر سو به پاى حصار ( a 33 )
در آن دورهاى قلعه چون ماه نو * به سيبه دوانى همه گرم رو ( a 33 )
فرنگى به سيبه فكنده نظر * وز آن نقب پرشور و شر بىخبر ( a 33 )
به نقب و به سيبه جهان پهلوان * به مردانگى كرد كارى چنان ( a 52 )
نهان خانه لشكر صف پناه * به نقب اندرون بود در سيبهگاه ( b 55 )