تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
سوندوك نيامده است و در جرون‌نامه در موارد مختلف از او با نام سلطان بنادر ياد شده است . سيلوا فيگوئروا سفير اسپانيا در دربار شاه عباس حاكم بندر گمبرون را الله وردى سلطان ناميده است . ( ر ك : سفرنامهء سيلوافيگوئروا ، ترجمه غلامرضا سميعى ، نشر نو ، تهران ، 1363 ، ص 402 ) . سيبه
( Siba )
دكتر معين مىنويسد : « اين كلمه در اصل مغولى است به صورت سيبا و ديوارى است كه بر گرد شهر يا قلعه مىكشيدند . » اما دهخدا بر اين باور است كه اين كلمه تركى است و به معناى خندقى است كه در پناه آن جنگ مىكنند و به غياث اللغات و آنندراج استناد مىكند . اما مرحوم محمد تقى بهار ( ملك الشعرا ) در توضيح واژه سوگ سايه در اين عبارت تاريخ سيستان مربوط به ايام حكومت امير خلف ابو احمد بن احمد بن محمد خلف فرمانرواى سيستان كه : « در قمع اعدا و سفها و مخالفان و اهل شرك چنو كرد اندر ولايت او ميان بيابان سيوك سايه پيش برد از آنكه بر بساط او . » ( مؤلف ناشناس ، تاريخ سيستان ، تصحيح محمد تقى بهار ، ص 343 ) مىنويسد : « . . . ظاهرا اين سايه يا عبارتى كه بدين شكل درآمده است به معنى امنيت بوده است . يعنى در بيابان ولايت او امنيت بيش از خانه و بساط او بود . و در اين كتاب چند جا لفظ سامه بمعنى پناه‌گاه و محل امن است و محتمل است اصل اين عبارت سيوك و سامه باشد . ولى سيوك در كتاب لغت ديده نشد و احتمال ضعيف مىرود كه سيوك اصل همان لغتى باشد كه بعدها آن را سيبه گفتند يعنى جان پناه و خندق‌هائى كه سربازان براى جلو رفتن بسوى ديوار قلعه بطريق مارپيچ مىكنده‌اند . در اين صورت بايستى با ياى مجهول و واو مفتوح خوانده شود . » ( همانجا ، توضيحات بهار ) با اين توضيحات مرحوم بهار واژه سيبه را نمىتوان اصلا تركى دانست چنان كه تبديل گ به ه در فارسى سابقه دارد مثل آبادگ كه به صورت آباده در آمده است . لذا سيوه نيز از سيوگ بايد باشد . مرحوم محمد قزوينى در يادداشت‌هاى خود اين واژه