سفرهچى قرچغاى
به ترتيب خان سفرهچى قرچغاى * كمر بست از روى صدق و صفا ( b 29 )
سفرهچى : از مناصب عصر صفوى است كه به خواندار و مقربى كه طعام بر سر سفره بزرگان تقسيم مىكرد اطلاق مىشد . « عمر كدخدا را سهيل بيگ نام سفرهچى حسين خان حاكم لرستان گرفته بود . » ( اسكندر بيگ منشى ، پيشين ، ص 1661 ) .
« محمد بيگ سفرهچى استاجلو كه به چايان سلطان ملقب است مرجوع شد . » ( ر ك : قاضى احمد غفارى ، تاريخ جهانآرا ، كتابفروشى حافظ ، تهران ، 1343 ، ص 272 ) .
« سفرهچى باشى سيصد و شصت تومان و پنج هزار و هشتصد دينار مواجب و تيول داشت » ( ر ك : تذكرة الملوك ، تصحيح سيد محمد دبير سياقى ، امير كبير ، تهران ، 1368 ، ص 96 ) .
سلطان بندر سوندوك
چو سلطان بندر خبردار شد * به دم قاصدش نزد سردار شد ( b 13 )
كه فرمان چنين داد خان زمان * به سلطان سردار با غازيان ( a 19 )
فرستاد سلطان ز نامآوران * تنى چند از بهر قوت و روان ( a 19 )
تمام بنادر ز مردان گرد * گرفت و به دست سوندوك سپرد ( a 41 )
چو سلطان روان شد به سوى جرون * ببين تا چه آمد ز بخت زبون ( a 53 )
سوندوك چو اين معنى از خان شنيد * تو گفتى سرش بر ثريا رسيد ( a 53 )
عنوان سلطان از عناوين ادارى عصر صفويه است ، امراى منطقهاى به ترتيب اهميت شامل واليان ، بيگلر بيگيان ، خوانين و سلاطين بودهاند . ( ر ك : تذكرة الملوك ، ص 4 ) . در تذكرة الملوك آمده است : « سلطانهاى هر سرحدى تابع خوانين همان سرحد مىباشند . » ( تذكرة الملوك ، ص 4 ) . در روضة الصفا از سوندوك سلطان به نام والى بحرين در سال 1043 ه ياد شده است ( ميرخواند ، پيشين ، ج 8 ، ص 454 ) . در منابع صفوى نامى از