بنابراين از قرن هشتم به بعد عنوان جرون به ناحيه شهرى جزيره اطلاق مىشد و هرموز عنوان عمومى جزيره و توابع آن بوده است . ابن بطوطه كه در سال 756 ه . / 1355 م . از اين شهر ديدن كرده مىنويسد : « من نخست به هرموز جديد وارد شدم كه مركز آن جرون نام دارد . جرون شهرى است نيكو و داراى بازارهاى خوب . . . . » ( ابن بطوطه ، پيشين ، ص 333 ) .
مورخين و جغرافى نويسان بعدى نام اين دو را در بسيارى موارد به اشتباه جابجا ذكر كردهاند و اين امر به ويژه در نزد مورخين عصر صفوى بسيار رايج است . در متون پرتغالى نام اين منطقه جروم
( Jorum )
آمده است ، كه در لغت به معناى « گرمسير » است .
در مكاتبات ادارى هرموز نام اين جزيره زرون آمده است ( قائم مقامى ، پيشين ، صص 7 - 656 ) اگر چه در بعضى موارد نيز با عنوان جرون ذكر مىشود ، اما مشخص است كه مركز شهرى جزيره به صورت زرون استعمال و كاربرد گستردهاى داشته است .
جربادقان
دگر در محلات و جربادقان * كه هستند مردانشان پهلوان ( b 16 )
جربادقان
( Jarbadeghan )
معرب گلپايگان است و نام قديمتر آن را گربائيگان نوشتهاند .
مقدسى آن را جزء يكى از ولايات خوزستان ذكر كرده و مىنويسد : « از رايگان تا گلپايگان چهل فرسخ بيابان است . ( ر ك : مقدسى ، پيشين ، ص 625 ) حمد الله مستوفى درباره اين شهر مىنويسد : « جربادقان از اقليم چهارم است . بهمن كيانى ساخت و به نام خود سمره خواند كه در اول هماى را سمره گفتندى . دخترش آن را تجديد عمارت كرد و گلبادگان گفت . عرب معرب كردند جربادقان خواندند و هوايش معتدل است و آبش از رودى كه بدان شهر منسوب است و به قم مىرود . » ( حمد الله مستوفى ، نزهة القلوب ، تصحيح لسترنج ، دنياى كتاب ، تهران ، 1362 ، ص 68 )