تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
متون عصر صفوى نيز عنوان « پرتكال » به طور عام كاربرد داشته است . ( اسكندر بيگ منشى ، پيشين ، ص 1622 - 1801 ) . پردود
خبر پرس از پردود از فرنگ * كه باشد به صلحش سرى يا به جنگ ( b 57 )
احتمالا اين واژه تحريف شده كلمه پير
( Piere )
يا پيتر
( Piter )
و داويد يا ديويد
( David )
است ، نام عمومى يا لقب كشيشان مسيحى در اين دوره « پادرى » بود . جبل اخضر
به كوه جبل اخضر اندر بهار * بود چون نشابور چون سبزه‌وار ( b 19 )
در مغرب ناحيه عمان رشته كوههائى به چشم مىخورد كه امتداد بيشتر آنها شمال به جنوب است و آن ناحيه بوسيله همين رشته كوهها از صحراى بزرگ عربستان جدا مىشود . در دامنه كوههاى مزبور وادىها و آبادىهائى به چشم مىخورد كه در بعضى از آنها كشت و زرع صورت مىپذيرد . معروفترين اين رشته كوهها جبل اخضر است كه در ارتفاعات بلند هوائى معتدل دارد . از آنجايى كه خاك سبز رنگ بيشتر وسعت اين رشته كوهها را پوشانده به جبل اخضر شهرت يافته است . ساكنين اين ناحيه بيشتر از طايفه بنونبهان هستند و هم اكنون بيشتر اين رشته كوه در خاك امارات متحده عربى قرار دارد . جرون
تو اين داستان جرون را تمام * بنظم آور از لطف شاه و امام ( b 11 )
شب و روز حيلت‌كشان از جرون * كشيدند چون خانه بىستون ( b 13 )
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 213 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش