تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
سخن بشنو از پادشاه جرون * كه چون لطف حق شد به وى رهنمون ( b 35 )
چو خان زمان ديد شاه جرون * به وى شد ز لطف كرم رهنمون ( b 35 )
جرون و تمام ديار جرون * كز استنبلش شهرت آمد فزون ( a 36 )
از اين پس مرا داد كار اگر * به حكم ديار جرون سربه‌سر ( a 36 )
نام قديمى جزيره هرموز كنونى ، جرون بوده است . در اصل اين نام به صورت جرون
( Jarun )
و زرون
( Zarun )
تلفظ مىشده است . مؤلف تقويم البلدان در سال 732 ه / 1331 م . درباره اين جزيره مىنويسد : « زرون روبروى عمان است ، زرون به فتح زاء نقطه‌دار و ضم را بىنقطه سپس واو و در آخرش نون است كسى كه در اين زمان آن را ديده بود براى من نقل كرد كه هرموز قديم بر اثر فتنه مغول ويران شد و مردمش به جزيره « زرون » رفته‌اند . ( ابو الفداء ، تقويم البلدان ، ترجمه عبد المحمّد آيتى ، بنياد فرهنگ ايران ، تهران ، 1349 ، ص 385 ) اين جزيره تا پيش از سال 699 ه . / 1299 م . از آبادى چندانى برخوردار نبوده هر چند جمعيت اندكى در آن مىزيستند كه شغل بيشتر آنان ماهيگيرى بوده است .
( Tixiera , p . 761 )
در آستانه قرن هشتم بهاء الدين اياز پادشاه هرموز اين جزيره را به عنوان دار الملك خود انتخاب كرد و شروع به آبادانى و رونق آن نمود . اولين مسافر خارجى كه از جرون ديدار كرده ، فردريك اودوريك )
Odrich Feredrich
است كه احتمالا در سال 720 ه . / 1320 م . از اين جزيره ديدن كرده است . از اين زمان به بعد نام اين جزيره هرموز شده و اودريك نيز آن را هرموز ناميده است .
( Yule , Henry , Cathay and the way Thither , teipei , 6691 . V . 2 . p . 211 )
پس از انتقال پايتخت به جزيره ، شهرى بزرگ در ساحل آن ساخته شد كه آن را به نام قديمى جزيره ، جرون ناميدند . قاضى عبد العزيز نيمدهى از مورخين قرن نهم در طبقات محمود شاهى مىنويسد : « واضح است كه هرموز اسم ملك است و جرون اسم شهرى كه اكنون مقر شوكت ملوك آنجاست ( قاضى عبد العزيز نيمدهى ، طبقات محمود شاهى ، نسخه خطى ، وقايع 758 ) .