تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
جوابش چنين داد بر قوم عاد * كه خان رخصت صلح ما را نداد ( b 15 )
كه تا خان عادل چه گويد جواب * به بخشش اشارت كند يا عذاب ( b 15 )
به ما خان از اين پس سرو سرور است * كه او در هنر مثل اسكندر است ( b 18 )
اگر چه صاحب جرون‌نامه در كاربرد القاب و عناوين دقت خاصى نداشته است و در بسيارى از موارد يك لقب يا عنوان را براى دو يا چند نفر به كار برده است اما از قرائن چنين برمىآيد كه عنوان خان لقبى بوده است كه او نسبت به امام قلى خان اطلاق كرده است . ( نيز ر . ك . امام قلى خان ) خرفقان
غزاوت كنان مجمع غازيان * رسيدند در وادى خرفقان ( a 54 )
خورفكان
( Khoorfakan )
يا خرفقان شهرى بندرى در عمان ساحلى است . ياقوت حموى در معجم البلدان آن را خور بروص بهترين بلاد عمان دانسته است . بندرى بسيار زيبا است و پيشرفت آب در خشكى خورى را به وجود آورده است كه در ميان دو بخش خشكى ( فك ) قرار گرفته است . پرتغالىها اين شهر را به زيبائى خيابانها و خانه‌هايش ستوده‌اند . آلبوكرك در اولين تهاجم خود در سال 914 ه . / 1508 م . اين شهر را به آتش كشيد و مردم بسيارى از آن را كشت . آبادى و رونق آن هنوز برجاست و در زمان رضا شاه پهلوى پس از كشف حجاب ، طايفه بزرگ حمادى كه در بلوك كلات از توابع بندر لنگه مىنشستند به اين شهر مهاجرت كردند و بسيارى از اهالى اين شهر از مهاجرين ايرانى ناحيه جنوب هستند . خطه
دگر محطه و خطه را با لوا * چنان كرد كز منزل دلگشا ( a 20 )
خطه : يا خطّ ناحيه‌اى در سواحل جنوبى خليج فارس منطبق با ابوظبى است .
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 219 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش