تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
مىبردند . وضع پرتغالىها در مشرق زمين در چنين شرايطى بسيار بىثبات و آسيب‌پذير بود . پس از فتح هرموز توسط نيروهاى ايرانى هر چند پرتغالىها مركز امپراتورى ماوراء بحار خود در مشرق زمين در گوآ جزيره‌اى در ساحل مالابار هندوستان را حفظ كردند و مواضع مهمى چون عدن ، مالاكا ، هنگ كنگ و امثال آن را داشتند اما رو به ضعف رفتند و در برابر رقبايى چون انگلستان و هلند متحمل عقب‌نشينى شدند . تصرف پرتغال بوسيله اسپانيا در اين ضعف تأثير بسيار داشت و هر چند سرانجام بار ديگر پرتغال استقلال خود را بازيافت و حتى كوشيد در خليج فارس موقعيت مناسبى بدست آورد اما ديگر اعاده قدرت سابق ميسر نگشت . طى قرون بعد در حالت انزوا يا دنباله‌روى از سياست استعمارى انگلستان اين كشور توانست متصرفات ماوراء بحار خود را حفظ نمايد .
در آن لشكر مسقط و پرتكال * هزاران هزار از براى جدال ( b 41 )
ز ايران و توران و از روم و زنگ * ز روسى و از پرتكال و فرنگ ( b 20 )
كه گفتارشان بود سحر حلال * به رهبان دانشور پرتكال ( a 39 )
گر انصاف دارى زن پرتكال * بود بر قزلباش جنگى حلال ( b 39 )
كه جنگ فراوان شه پرتكال * به ملك يمن كرد در ماه و سال ( a 52 )
بترسيد از آن روز كز پرتكال * به ملك يمن كرد در ماه و سال ( a 52 )
تو بر پادشه پرتكالت مناز * كه او مثل كبك است در چنگ باز ( b 52 )
چنين گر بود شيوه پرتكال * كه قنباره سازد ز كوزه سفال ( b 24 )
يقين شد به هر قلعه‌اى كوتوال * پس از كشتن لشكر پرتكال ( b 28 )
در قديم‌ترين مكاتبه بين نائب السلطنه هند به نام فرانسيسكودو آلميد و خواجه عطا وزير هرموز در سال 913 ه . مدت زمان كوتاهى پس از ورود پرتغالىها به شرق عنوان كشور پرتغال به نام پرتكال ثبت شده است . ( جهانگير قائم مقامى ، پيشين ، ص 641 ) در ديگر مكاتبات ادارى بين ديوانيان هرموز و پرتغال عناوين فرتكال و پرتغال آمده است . در