تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
سفرنامهء ابن بطوطه ، ترجمه محمد على موحد ، انتشارات آگاه ، تهران ، 1376 ، ج 2 ، ص 310 ) در فرهنگ ادارى هرموز اين واژه به معناى گمرك استعمال مىشده و در مكاتبات مختلف امراى هرموز اين كلمه بارها به كار رفته است . « براى آن كه اموال آنانرا هم بگيرد در بنكسار مقيمشان ساخت » ( ر ك : اسناد فارسى ، عربى و تركى در آرشيو ملى پرتغال ، جهانگير قائم مقامى ، مندرج در مجموعهء مقالات سمينار خليج فارس ، وزارت امور خارجه ايران ، تهران ، 1369 ، ص 628 ) و « حال آن كه مدت پنج سال شده كه مال به بنكسار كمتر مىرسد » ( همان ، ص 660 ) ، « جميع مستوفيان و نوابان بنكسار هم در آن نوشته و فرستاده است » ( همان ، ص 661 ) . قائم مقامى واژه بنكسار را بر وزن بنكدار تلفظ كرده است در صورتى كه بر اساس قياس اشعار مختلف داستان جرون تلفظ اين كلمه بر وزن بنكدار
( Bonakdar )
صحيح نيست و به صورت بنكسار
( Banksaar )
درست مىنمايد . ( همان ، ص 628 ) . پرتكال سراينده جنگنامهء كشم شروع جدال ميان ايرانيان و پرتغاليان را بدينگونه آورده است .
19 چو الف و ثلاثين بد از هجر سال * بيامد يكى لشكر از پرتكال ( ك )
پرتكال نام كشورى است كه اكنون در زبان فارسى به صورت پرتغال و گاهى به غلط پرتغال به كار مىرود . ريشه اين واژه پورتوكالنسه است كه به صورت پرتكال درآمده و از متون دوره صفوى به همين صورت در زبان فارسى وارد شده است ، چنان كه در جنگنامهء كشم ديده مىشود . ( ر . ك . رسول خيرانديش و سياوش شايان ، پيشين ، ص 117 - 116 ) پرتكال با ديگر ايالات شبه جزيره ايبرى طى نهضت « ركونكيستى » كه منجر به بازپس‌گيرى اندلس ( اسپانيا ) از مسلمانان توسط مسيحيان گرديد رشد كردند . در سال 1492 ميلادى كه پايان حضور مسلمانان در اندلس بود دو ايالت كاستيل و آراگون در پى