تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
سخن نام مردان مشهور كرد * سخن عالمى را پر از نور كرد
سخن يادگار بزرگان بود * سخن يادگار دليران بود
چو استاد گلكار جاى بنا * نشايد كه بىآب سازد سرا
دعا گو حسن نام شد آشكار * غلاميست از حاكم نامدار
كه انعام بخشم ز مردان بود * بالطاف لطف بزرگان بود ( a 64 )
بگفتم چو اين داستانها تمام * ز ما بر محمد عليه السلام
هزاران درود و هزار آفرين * ز ما باد بر سيد المرسلين
هزاران درود و هزاران تحف * ز ما باد بر روح شاه نجف
هزاران درود و هزاران سلام * ز ما بر محمد درود و سلام
هزاران درود و هزاران هزار * ز ما باد بر صاحب ذو الفقار
هزاران درود و هزار آفرين * بر آل و بر اصحاب او اجمعين « 1 »
چه شد گر مخالف براى خلاف * به تو روى پيچيده دارد چو كاف ( b 64 )
الف وار اگر نايد اندر نظر * ز تيغ تو از پا درآيد بسر
نظر با تو دارد چو شاه جهان * چه منّت ز بدخواهى دشمنان
زمانه به يوسف چو شد در نفاق * به دو كرده لطف خدا اتفاق
كسى چون تو فرمانروا غير مهر * نبرده بسر در سراى سپهر
مدامت بكامست ساقى و جام * هميشه بود روزگارت بكام
شه دين پناهت مدد كار باد * بهر كار يزدان ترا يار باد
هامش
( 1 ) . دو سوم از بخش پائين صفحه پاك شده و بجاى آن با خط متفاوت با متن آمده است : [ فى المرثيه ] و يازده بيت است كه اشاره به مصائب اهل بيت دارد و در پايان اين بيت آمده است :خدا سفيد كنى نامهء خداوردى * شكسته بال بود ذرّه عاجز مسكيندر نتيجه به اين ترتيب دنباله مطلب بريده شده است .