تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
چه فرمان يزدان چه فرمان شاه * چنين است امرى بدين روى راه
كسى سر بدرگاه شاه آورد * رگ و ريشه‌اش از جهان بركند « 1 »
امام قلى خان رستم نژاد * سر و مال و جانش برفته بباد
سر تاجداريش بيتاج شد * چنين نامدارى بتاراج شد
چنين نامدارى ز دنيا گذشت * سهى سرو باغى ز دنيا گذشت
فكندش به زير زمين خوار و زار * چنين است اين چرخ را كار و بار
تن فيل زورش فتاده به خاك * گرفته در آغوش آن چاك چاك
فتاده است در خاك تيره روان * تن نازنينش شده ناتوان
گل روى او زعفرانى شده * ز چشمانش نورش جدايى شده
فلك كرده او را چنين ناتوان * ربودست جانش ز قالب روان
نيارد دگر كرد گفت و شنيد * ابر خاك تيره چنين آرميد ( b 63 )
دريغ از چنين خان عالى نژاد * دريغ از بزرگى چنين پاك زاد
دريغ از جوانى و فرهنگ او * دريغ از سوارى و نيرنگ او
دريغ از چنين ترك « 2 » درنده شير * كه بودى بهر جاى مرد دلير
سر و مال و جان كرد در راه شاه * چنين است يكرنگ بودن بشاه
كجا رفت يراقات اسباب او * كجا رفت آنمال و اوقات او
كجا رفت آن قصر و ايوان او * كجا رفت آن باغ و بستان او
كجا رفت آنحالها چون بهشت * كه گوئى كه عنبر در آنجا سرشت
كجا رفت آن سيرگاهان او * كجا رفت آن مجلس هاى و هوى
كجا رفت آنتاج آن گشت او * كجا رفت اقبال آن بخت او
كجا رفت آن رنگ چون ارغوان * كجا رفت آنخان و بس نوجوان
هامش
( 1 ) . چنين است در اصل . ( 2 ) . چنين است در اصل كه ظاهرا منظور امام قلى خان است كه در اصل گرجى است .