تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
بيفزود به روى نظارت پناه * درآورد در نزد جمع سپاه
پس از صرف آن نعمت بيحساب * شب آمد بميدان و رفت آفتاب
چو بر شاه انجم درآمد شكست * شب قيروان در سياهى نشست
كواكب بجويائى قرص مهر « 1 » * دويدند بر چارطاق سپهر
ز مه مشعل افروز شد آسمان * چو مشعل كش شاه كشورستان
به انجام چون سير انجم رسيد * رخ صبح صادق ز مشرق دميد
ز تقدير رونق ده روزگار * چنين رفت در طالع نامدار
كز آغاز هفته ز بهر اوجاغ * طلب كرد همت ز شاه چراغ ( a 37 )
سر حلقه صوفيانرا بخواند * كه تا رسم توحيد بر جا رساند
پس از ذكر توحيد و صدق نياز * به يارى فرمان ده چاره ساز
عليخان خليفه اوجاغ امير * مهيا نمود از يقين ضمير
چو او را ضمير از ازل بود صاف * در آندم كه ويرا بريدند صاف
ز مولد گهش چشمه‌اى شد عيان * كه جاريست تا دور آخر زمان
بتدبير آن صاحب قدر و جاه * جدا شد چو نواب را دستگاه
دگر باره از نعمت بىشمار * بمجلس رساندند بىانتظار
چو از مايده كار خود ساختند * پس از بزم در رزم پرداختند

[ مجلس بيست و نهم ] ساقىنامه

بيا ساقيا دادم از مى بده * مى صافم از ناله نى بده
كه تا مى زعافم « 2 » به جوش آورد * نواى نيم در خروش آورد
مگر گردم آسوده از نام و ننگ * كزين زندگى جانم آمد به تنگ
هامش
( 1 ) . اصل : ماه مهر . ( 2 ) . زعاف - مهلك ، كشنده .