تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بود هر كه يكرنگ آل امام * بود جايش اندر دل خاص و عام
كه هر جانب اقبالش آوازه برد * كه شه بر صفيخان جرون را سپرد
اساس شكوهش به جائى رسيد * كه دستوريشرا عطارد گزيد
عطارد چو ره بر حسابش بزد * وزارت به خواجه هدايت سپرد
تمام سر و سروران ديار * بعزم سلام آمدند از ديار
كشيدند صف از دو جانب سپاه * چو اختر كه گيرد پس و پيش ماه
برسم جهانديدگان جهان * طبقهاى خوان آمد اندر ميان
يكى از زر مغربى پر شده * يكى پر ز فيروزه و در شده
يكى پر ز لعل و ز زر سفيد * كه چشم جهان بين نظيرش نديد
يكى چيده در وى ز شاخ نبات * كه جان‌بخش بودى چو آب حيات
ز خوانهاى نقل و شكر بىشمار * كشيدند در مجلس نامدار
نچندان ز نعمت شد آراسته « 1 » * در آن مجلس و بزم آراسته
كه ساقى تواند كه تاب آورد * بيابد رهى تا شراب آورد
در آنباغ مجلس ز مه پيكران * گرفته به كف رطلهاى گران
مغنّى ز هر گوشه نغمه سراى * بطرزى كه ناهيد رفته ز جاى
نوا در مذاق نوازندگان * چنان كام‌بخش و چنان دل‌ستان
كه تاب شنيدن كسى را نبود * ز بس بود سوزش بآواى رود
درانجا كه برخواستى بانگ كوس * بدادى قضا بر لب كوس بوس
چو واقف نبودى كس از سرّ بزم * حذر كردى از روز بازار رزم
ز ذوق و صفا عالم پر فساد * نمىدادى از سرّ فردوس ياد
لب نازنينان گيسو كمند * ز مى بود لعلى چو قرمز پرند
بسى ارمغان كامد اندر ميان * دو چندانِ ديگر ز سركارِ خان
هامش
( 1 ) . چنين است در اصل .