پاسخ شاه عباس به امامقلى خان در باب فتح هرموز
كنون بشنو اى شيعه از نقل خاص * كه يابد ز وى روح چندين خواص
كه چون قلب فياض شاه جهان * شد از فتح شهر جرون شادمان
رسانندهء مژده را از عطا * نوازش نمود از زمين تا سما
شد از خلعت « 1 » پادشاهى چنان * كه مشهور شد در تمام جهان
پس از لطف احسان شه تاجبخش * ز احسان ديگر به دو داد بخش
كه از خان بما چون رساندى خبر * ز ما نيز بر خان چنين مژده بر
كه گر تو گرفتى جرون از فرنگ * مرا ملك موروثى آمد بچنگ
ترا با فرنگى بسى رزمهاست * كه رزمش بمانندهء اژدهاست
تو تا شهر بصره نيارى بدست * بسوداگران فرنگى شكست « 2 »
بيك نامهى فتحى از قندهار * مراد خود از همت خان برآر
چو بشنيد از خسرو كامياب * چنين حرف خاصى ز روى صواب
دلش تازه شد چون گل برگ تر * كه گردد شكفته ز باد سحر
خوشا آن سعادت كه از خسروان * بيابد كسى دولت جاودان
كه وارث بوارث رساند خبر * كه از شاه دين يافت جدم نظر
نباشد اگر لطف پروردگار * نگردد كسى صاحب افتخار
ز شاهان نظر يافتن در جهان * ز تأثير لطف خداوند دان
كسى يابد اندر زمانه مراد * كه از خوان خدمت گشايد نماد
و ليكن كسى بيدليل اميد * چو قدرى به مقصد نخواهد رسيد
[ بيان حال ]
بيا ايدليل ره صادقان * مرا راهى از صدق بنما عيان
هامش
( 1 ) . اصل : خلعته .
( 2 ) . ظاهرا پس از اين بيت افتادگى وجود دارد .