تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

مضمون فتح‌نامه هرموز و خواندن آن در قصر بخت كامگار

بنام خداى زمين و زمان * كه از نام او نطق يابد زبان
خداوند دانش ده دادگر * نگارنده نقش حسن بشر ( b 27 )
فروزندهء چشمهء آفتاب * رسانندهء رزق ماهى در آب
كلامش بدان معنى مستقيم * كه نازل شد از ساق عرش عظيم
دهد دمبدم بر خلايق خبر * كه ختم رسولست خير البشر
رسولى كه نامش به عين اليقين * بود پايه چار اركان دين
گر از بهر تمكين دينش نبود * نكردى كسى رو بكعبه سجود
نبودى گر اركان دينش بجا * ره حج كجا بود و حاجى كجا
پس از نعت سرخيل آخر زمان * بمدح شه دين گشايم زبان
مرا رهنما در دو دنيا عليست * كه بعد از نبى جانشين و وصيست
ز عين على ديده‌ام روشن است * ز مهر على جان مرا در تن است
بمولى هر آنكس ندارد يقين * لعين است لعين است لعين است لعين
ز بعد ولى خداوندگار * بآل على هستم اميدوار
اميد من و قبلهء دين من * بود نسل پاك حسين و حسن
چو عابد بطاعت گذارى تمام * چو باقر به مالك رقابى امام
چو صادق بصدق و چو موسى به حال * چو شاه خراسان بجاه و جلال
مزكى به مثل تقى در يقين * مصفّى نقى وار از كبر و كين
بماننده عسكرى دادخواه * چو صاحب زمان قطب ملك سپاه
هميشه بود تا نظر در دعا * دعا راست تا رو بعرش خدا
ادب ركنى آمد ز اركان او * سخن انتخابى ز ديوان او
بمردانگى همچو رستم به زور * هنر در كف او چو خورشيد و نور
در آداب دين دارى و عدل و داد * غلام غلامش بود كيقباد
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 164 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش