تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
محاصر شده قلعه قندهار * بدست شهنشاه دوران مدار
شه دين و دنيا شده گرم جنگ * جهانرا باعداى دين كرده تنگ
كه ناگه درآمد ز صف سپاه * فرستادهء حضرت صف پناه
بطاق دو ابروى صاحب ظفر * به سجده درآورد از صدق سر
ز سجده چو برداشت سر پهلوان * گرفتش به كف نامه فتح خان
عيان شد بسلطان دنيا و دين * كه هرموزش آمد به زير نگين
چنين كرد اشارت بداود خان * كه شد وقت تاراج هندوستان
دو دروازه از سوى ايران زمين * بود هند را از يسار و يمين « 1 »
چو اقبالم اين هر دو را برگشاد * بدست من آمد كليد مراد
ببر خواندن نامه دلگشا * رضا داد آل شه اوليا
رسانندهء مژده فتح خان * نظر يافت چون از شه مؤمنان
كليد در هند را پيش برد * ببوسيد و بر سر نهاد و سپرد
بفرمان آن صاحب عدل و داد * وزير معظم زبان برگشاد
چو بگرفت آن خط راحت فزاى * ز هم برگشادش چو بال هماى
سراپاى آن نامهء نامجوى * به پيچيدگى چون خط مشكبوى
بيانى در آن از بيانهاى خاص * كه از خواندنش يافتى دل خواص « 2 »
چنين داد مژده ز مضمون آن * بپاى سرير شه كامران

[ مجلس بيست و چهارم ] ايضا ساقىنامه

مغنى ز ابريشمن تارعود * هم از سيم تنبور شيرين سرود ( b 29 )
هامش
( 1 ) . منظور از دو دروازهء هندوستان يكى قندهار و ديگرى هرموز است . مورد دوم را از بيت چهارم پس از اين بيت مىتوان دريافت . ( 2 ) . در جنوب ايران خواص به مفهوم خاصيت و سودمندى به كار مىرود .