تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
ز قنباره و دستبرد تفنگ * تنى را چگونه بود تاب جنگ
در آن شب كه در روزش او شد شهيد * شهيدانه آن شير در خواب ديد
شهيد جهان داده او را رضا * كه رو آورد جانب كربلا
به زودى ز خان كرد همت طلب * كه تا آورد رو به برّ عرب
لباسى شهيدانه كرده ببر * تبسم كنان آن يل پرهنر
سحر در قدمگاه شير خدا * رسانيد خود را به قصد ادا
ز بعد اداى نماز از نياز * بگفتا كه اى قادر كارساز
دو حاجت مرا هست با كردگار * كه حاصل كنى اندرين كارزار
شهادت اگر هست روزى من * نصيبم كن اى قادر ذو المنن
اگر در غزوات بود روزيم * بود در غزا نيز فيروزيم
چو بر بارگاه قبول اين دعا * رسيد از لب صاحب مدعا
بيامد ز روم ايلى « 1 » در جرون ز تيغ عدو * جانش آمد برون ( a 33 )
بپاى قدمگاه مولاى دين * بخاكش سپرد او ز اهل يقين
خوشا حال آن قاضى باصفا * كه در راه دين شه اوليا
گرفت از عدو جان و يا داد جان * همين است يكرنگى غازيان

[ مجلس هفدهم ] ساقىنامه

مغنى مى نغمه بنياد كن * دل تنگرا از نوا شاد كن
كه دايم فلاطون بهنگام غم * غم از ساز و از صورت خوش كرده كم
هامش
( 1 ) . منظور قسمت اروپايى قلمرو عثمانى است .
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة 123 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش