خوزستان شخصى وفات يافت . چون [ 305 الف ] جنازهء او را بر گرفتند مرغى بر آنجا نزول كرده به زبان خوزى گفت كه خداى تعالى اين ميت را و هر كه بر جنازهء او حاضر گشته همه را بيامرزيد و اين غرايب را از ابن جوزى در كتاب « تلقيح » « 1 » از محمد بن حبيب هاشمى نقل كرده است .
* حكايت - « در تاريخ يورش قندهار » مسطور است كه در سنهء ثلث و ستين و الف هجرى كه پادشاهزاده داراشكوه به امر محاصرهء قندهار اشتغال داشت در روز يكشنبه بيستم شهر جمادى الثانى سنهء مزبوره غلام على نام تفنگچى از قلعه بيرون آمده به لشكر هند داخل شد و چون او را به خدمت مهابت خان رسانيدند در اثناى حكايت گفت درين دو روز بزى بچهاى زائيد كه سر و گردن و خرطوم او مانند فيل بود . دست و پايها به مثابهء
گوسفند و دم او چون دم سگ بود .
« 2 »
هامش
( 1 ) - منظور « تلقيح فهوم الاثرة فى التاريخ و السيرة » تاليف ابو الفرج عبد الرحمن بن على بن الجوزى است .
( 2 ) - ميان دو ستاره از شش سطر قبل در نسخهء وزيرى نيست . و در نسخهء موزه بريتانيا صفحهء 305 ب سفيد است .