تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
كه ميوه‌اش مشابه سر مردان [ بود ] و از هر دو درخت آواز تسبيح و تهليل مىآمد كه به زبان فصيح مىگفتند لا إله الا اللّه وحده لا شريك له و ان محمد عبده و رسوله . نقل - بر پيشگاه ضمير ارباب هوش پوشيده نماند كه هنگامى كه مسود اوراق بنابر سرنوشت در ملتان رحل اقامت گسترده بود فرد واقعه ملاحظه نمود كه در زمان سلطنت خاقان سپهر منزلت داراى خورشيد شوكت زبدهء سلاطين گوركانى « 1 » شهاب - الدين محمد شاه جهان پادشاه غازى حاجب بيجانگر نوشته به خدمت پادشاه عاليجاه ارسال داشته بود . بندهء حقير بىزياده و نقصان درين صحايف ثبت ساخت ، و هى هذا : نقل واقعه كه به تاريخ ششم شهر شوال سنهء خمس و ستين و الف هجرى كه بنده به ملاقات عدالت پناه عادل ملك والى بيجاپور رفته بود عدالت پناه سه نقل عجيب كرد . يكى آنكه در پركنهء بيجانگر متعلقهء كرناتك جانوران پرنده با هم جنگ كردند . باغى بود آنجا زاغان و بوتيماران بسيار جمع آمده ، ميان زاغان و بوتيماران جنگ شد ، [ 303 الف ] چنانچه زاغان بوتيماران را تا يك بان انداز زده مىبردند . بعد از آن كه بوتيماران برمىگشتند به دستور سابق زاغان را پيش مىانداختند تا شام با همديگر جنك كردند . روز ديگر زاغان و بوتيماران يك جا نشسته . روز سيوم بحرى و شكرهء بسيار جمع شده بر سر زاغان و بوتيماران آمدند . زاغ و بوتيمار يك طرف ، بحرى و لكر ( كذا ) و شكره يك طرف از صبح تا شام جنگ كردند . چون شب شد بجاى خود قرار گرفتند . روز ديگر جانوران آب و دانه خورده تا شام جنگ كردند و صبح آب و دانه خورده تا شام به دستور جنگ مىكردند . جانوران بسيار كشته شدند . روز دوازدهم تمام جانوران يك جا شده نشستند تا دو كروه كه دو ميل باشد در صحرا نوعى پهن شده بودند كه اگر كنجدى پاشيدند يك دانه بر زمين نمىافتاد روز سيزدهم بحرى و لكر ( كذا ) و شكره به جانب كوكن رفتند و بوتيمار به جانب كرناتك و زاغان در مقام خود ماندند . نقل ديگر - در نواحى كلكنده بعد از بر طرف شدن زلزله [ 303 ب ] سه چشمه ظاهر شده بود ، از يكى خون جوشيد و از چشمهء ديگر ريم و از چشمهء سيوم ريگ .
هامش
( 1 ) - اصل : گوركونى