تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١
نقل سيوم در نواحى كلكنده باغى بود درخت‌هاى عظيم داشت . بىآنكه باد بوزد وقت شب درختان از بيخ كنده شدند و درخت بر درخت مىخورد . چون صبح شد مردمان رفته ديدند كه تمام درختان از بيخ افتاده بودند . عدالت پناه گفت از هر سه حقيقت جانبين نوشته آمده بود قبول نكرديم تا آنكه كسان خود را فرستاديم رفته جايها را ديده تحقيق نموده آمدند ، چنانچه دو نفر براى ديدن جاى جانوران تحقيق نموده فرستاده بود در حضور بنده درگاه طلبيده پرسيد آنها به دستور نقل كردند . حكايت - در جلد ثالث « روضة الصفا » مسطور است كه در ايام دولت متوكل عباسى سيزده قريه از قر [ ا ] ى قيروان به زمين فرو رفت و از اهالى بعضى از آن قرى چهل و دو كس بيش خلاصى نيافتند و آن جماعت [ 304 الف ] به شهر قيروان آمده و مردم آن شهر ايشان را بيرون كرده گفتند غضب خداوند تعالى به شما نازل شده است . و حاكم آن ديار جهت سكنى آن چهل و دو كس حظيره‌اى در خارج بارهء عمارت كرده آن جماعت در آن موضع ساكن گشتند . و ديگر از حوادث زمان او آنكه در سنهء اربعين و مأتين زلزله‌اى در دامغان واقع شد كه نصف عمارت آن مملكت سر به خرابى نهاد و ثلث بسطام نيز به زلزله افتاد و در رى و جرجان و نيشابور و اصفهان هم اين واقعه روى نمود و چون در دهى از ده‌هاى قومس زلزله آغاز شد مردم از قريه بيرون آمده از جانب آسمان آواز بلند شنيدند كه « اللّه اجل و اعوذ [ 304 ب ] بالرحمة بعباده » و همچنين در ولايت يمن از شدت زلزله مزارعى كه بر جبل بود منفصل گشته به زمين ديگر افتاد . ديگر آنكه صاحب همان كتاب از ابن ابى الوضاع روايت نموده كه در بعضى از ولايت متوكل طايرى بزرگ‌تر از غراب بر درختى نشسته فرياد بر آورد كه « ايها الناس اتقوالله اللّه اللّه » و چهل نوبت اين كلمه را گفت و پريد و روز ديگر باز آمده چهل نوبت ديگر گفت . والى آنجا محضرى نوشته به دار الخلافه فرستاد كه شهادت پانصد كس بر آن صحيفه ثبت بود . ديگر آنكه از ابن ابى الجلا روايت كرده كه در بعضى از قر [ ا ] ى اهواز و