به وزن پانصد مثقال بوده از آن آويخته و صورت دوازده برج و هفت كوكب و اعمال ساعات برآن نگاشته بودند .
ديگر سى هزار زين مرصع داشت و صد گنج هر گنجى موسوم به اسمى . يكى از آن جمله گنج باد آورد و سبب تسميهء آن اين بود كه پادشاه روم در وقتى كه خسرو عزيمت بلاد روم داشت و با لشكرى كه كوه و هامون از كثرت آن به تنگ بود در كنار درياى روم نزول نموده بود ، با وجود آن خوف و دهشت بر پادشاه روم استيلا يافته جميع خزاين خود را در هزار كشتى نهاده به قلعهاى كه در اقصاى بلاد روم بود مىفرستاد .
باد عنان كشتى را از دست ناخدا گرفته به سمت معسكر خسرو رسانيد و كارداران خسرو بالتمام كشتىها را گرفته به نظر خسرو رسانيدند [ 294 الف ] و از اين جهت آن را گنج - باد آورد گفتند .
ديگر در شبستان او دوازده هزار كنيزك ماه روى بود كه ديدهء دوربين فلك شبيه و نظير ايشان را در آينهء خيال نديده .
و ديگر يك هزار و دويست زنجير فيل داشت ، و مقدارى طلاى دست افشار در سركار او بود كه بىعمل آتش هرچه مىخواست از آن مىساختند .
و پنجاه هزار اسب در طويلهء خاصه او بود . و دوازده هزار شتر كارخانجات او مىكشيد . و اسب شبديز كه برباد سبقت مىگرفت مركب سوارى او بود .
و ايضا در كتاب « فرهنگ » به نظر رسيده كه خسرو پرويز را جواهرى بود كه در سلسله بستى و در دريا انداخته بعد از لمحهاى بكشيدى مرواريد و ساير جواهر كه در آن مكان به خويش جذب كرده بيرون آوردى و آن جواهر را شاه گوهران نام بود .
و هر روز مقرر بود كه طباخان سر كار يك قاب طعام خاصه به جهت خسرو ترتيب نمايند و فرمانبران به موجب فرمان عمل مىنمودند و اخراجات آن يك قاب طعام مبلغ ده هزار دينار مىشد [ 294 ب ] به حكم آنكه يك دانه مرواريد كه ده هزار دينار قيمت داشت سائيده در آن طعام به كار مىبردند .
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 850
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٥٠