خدائى كرد .
حكايت - بعضى از مورخين ذكر كردهاند كه نمرود مردود را هفت شهر بود و به فرمان او حكما بر هر در شهرى طلسمى عجيب و غريب بسته بودند . بر در شهر اول بطى ساخته بودند كه هرگاه غريبى از در شهرى درآمدى از آن بط آوازى برآمدى كه همه شهر شنيدندى و تفحص نمودندى كه تا كه آمده است . و بر در شهر دوم طبلى ساخته بودند كه از هر كه چيزى گم شدى دمامه بر آن طبل خوردى و از آن طبل آوازى بر آمدى كه گم شده در فلان موضع است و فلان كس برده است [ 293 الف ] . و در شهر سيم آينهاى ساخته بودند كه هر كرا مسافرى مفقود بودى چون در آينه نظر كردى مسافر خود را در هر جا كه بود معاينه ديدى . و در شهر چهارم حوضى ساخته بودند كه نمرود مردود هر سال يك روز معين بر لب آن حوض جشنى كردى و هر كه به جشن آمدى نوعى شربت با خود بياوردى و در آن حوض ريختى ، بعضى آب و بعضى گلاب و بعضى شربت و بعضى شراب و غير ذلك - و چون ساقى جام پركردى براى هركس همان برآوردى كه آورده بود . و در شهر پنجم غديرى ساخته بودند و شخصى بر لب آن نشسته قطع خصومت كردى ، به اين نحو كه هرگاه دو كس به دعوى آمدندى هر دو در آب رفته هر كدام را دعوى باطل بود غرق شدى . و بر در شهر ششم درختى بود كه اگر يك كس تا هزار كس بر زير آن درخت ايستادى سايه به همه انداختى و اگر از هزار يك كس زياده شدى همه در آفتاب بودندى . و در شهر هفتم حوضى ساخته بودند كه احيانا اهل هر شهر نافرمانى كردندى جويى از آن حوض جانب آن شهر گشاده شدى و آن شهر با تمام ساكنان غرق شدى .
حكايت - مورخين بلاغت شعار مرقوم قلم فيروزى رقم نمودهاند كه [ 293 ب ] خسرو پرويز را تختى بود كه آن را طاوسى مىگفتند و آن را در مدت ده سال صد و بيست استاد كه هر استادى سى شاگرد داشتهاند به اتمام رسانيده بودند و يك صد و چهل هزار ميخ طلا و نقره داشت كه هر يك از آن صد مثقال تا شصت مثقال بود كه در آن تخت به كار برده و به گوهرهاى قيمتى مرصع ساخته بودند و يك هزار گوىزرين كه هر يك
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 849
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٤٩