به صورت طبيبى ظاهر شده گفت كه بزغالهاى را كشتند و خونش را در حجاج ماليدند و روز ديگر بزى بقتل رسانيدند و حجاج را در خون آن نشاندند و روز سيم مارى كشته آن طفل را به خونش ملطخ ساختند . بعد از آن حجاج شير خورد و هم در عهد صبى پيوسته تمناى خونريزى و فتنهانگيزى مىداشت و گاهى مىگفت هيچچيز نزد من لذيذتر از قتل نيست و در ايام حكومت مردان و زنان را دريك زنجير كشيده محبوس مىگردانيد و زندان او سقف نداشت و در وقتى كه به درك الاسفل شتافت پنجاه هزار كس در زندان او بودند ، سى هزار مرد و بيست هزار زن ، و مردمانى كه به تعيين و به فرمان او به تيغ ظلم كشته شدند به صد و بيست هزار رسيد و كميّت مقتولان حروب را غير از علام الغيوب كسى نمىداند .
[ 279 ب ] ايضا - در همان كتاب مسطور است كه در سنهء تسع و ستين كه عبد الملك مروان به امر خلافت اشتغال داشت در بصره علت و به او طاعون شيوع يافت و در مدت سه روز هر روز قريب هفتاد هزار كس قالب تهى كردند و در آن بليّه بيست هزار عروس از حجلهء ناز بشبستان عدم شتافتند .
ايضا - در همان نسخهء شريفه مكتوبست كه در آن ايام كه مالك بن دينار در بلدهء بصره مقيم بود و در حينى كه به قرأت كلام پروردگار اشتغال داشت مردى به نزد او آمده گفت يا ابا يحيى دعا كن در حق ضعيفهاى كه چهار سالست كه حامله است و حالا به كرب و تعب شديد گرفتارى دارد . مالك دست به دعا برداشت و آن مرد رفته بعد از ساعتى باز آمد و بر گردن او پسرى چهار ساله كه دندانها داشت به نظر مالك رسانيد .
حكايت - در جلد دويم كتاب « حبيب السير » مرقوم قلم وقايع نگار گرديد كه سلطان محمد بن سلطان ملكشاه سلجوقى پادشاهى بود به تأييد ربّانى مؤيد ، نصفتى شامل و مرحمتى كامل « 1 » داشت . [ 280 الف ] در بدايت جلوس آن خسرو بناموس اياز و صدقه غلامان سلطان ملكشاه بن بر كيارق را به پادشاهى برداشته لشكرى بسيار فراهم كشيدند و لواى مخالفت ارتفاع دادند و مستعد تهييج غبار فتنه و نزاع
هامش
( 1 ) - اصل : شامل