القلوب » روايت كرده كه در قزوين شخصى خربزه پاره كرد . در ميان خربزه نورى برآمد چنان كه خانه روشن گشت و تا سه شبانه روز نور از آن خربزه ميتافت و مردم فوج فوج به زيارت آن مىآمدند .
ايضا - در همان نسخه مسطور است كه در قزوين دخترى تولد يافت كه نيمهء زيرين او بر شكل دخترى بود و نيمهء بالايين او از ناف بالا دو پيكر و چهار دست داشت و دو سر و همه متحرك بود و قريب پنج شش ماه آن طفل زنده بود .
ايضا - مؤلف « نگارستان » گويد كه مولانا قطب الدين علامه در شرح كليات قانون از مولانا جمال الدين تركستانى روايت كرده كه از دختر مولانا نجم الدين خوارزمى فرزندى در وجود آمد كه سرش چون سر آدمى و بدنش چون بدن مار و يكدو ماه [ 278 ب ] كه در حيات بود نزد مادر آمدى و شير خوردى و بعدازان خود را در حوض آبى كه درآن حوالى بود انداختى و شناورى كردى و در ميان آب ميبودى و چون گرسنه شدى باز نزد مادر آمدى و به شير خوردن مشغول گشتى . آخر به فتواى علما مقتول گرديد .
حكايت - مؤلف كتاب « حبيب السير » در مجلد ثانى مرقوم كلك وقايعنگار گردانيده كه سليمان بن عبد الملك بن مروان كه از جملهء خلفاى بنى اميه است بر اكل و شرب به غايت حريص بود ، چنانچه هر روز احشاى سى بره بريان و با سى نان تنك بهكار مىبرد و چون شيلان مىكشيدند بيش از هر يك از حضار مجلس طعام مى - خورد و مىفرمود تا شبها طبقهاى حلوا بر بالاى سرش مىنهادند و در هر محل از شب كه بيدار مىشد از آنها تناول مىنمود .
و هم درآن كتاب مسطور است - و العهدة عليه - كه سليمان روزى صد رطل طعام خوردى به سنگ عراق و بسيار بود كه مرغ بريان گرم پيش او آوردندى و او صبر نكردى تا خنك شود ، به آستين مرغ را گرفته بخوردى .
[ 279 الف ] حكايت - در همان كتاب افادت اياب مرقوم است كه چون حجاج بن يوسف ابن ابى عقيل ثقفى متولد شد مخرج اسافلش مسدود بود . به مشقت آن را سوراخ كردند و آن مولود عاقبت نامحمود پستان در دهان نمىگرفت تا شيطان عليه اللعنة
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 843
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٤٣