داشت و در يكى از قراى خمسه مىبود . به اهل آن مكان خبر داد كه از اوضاع فلكى و تأثير كواكب امشب زلزلهء عظيم وقوع خواهد يافت . احتياط مقتضى آنست كه از ده بيرون رفته در خانهها توقف مكنيد . مردم ده [ 275 ب ] سخن او را مسموع نداشته قاضى با متعلقان خود بيرون رفته تا نصف شب در صحرا بود . از سرما متأثر شده به مبالغهء فرزندان به ده آمد و همان ساعت زلزله واقع شد و قاضى با همه فرزندان و متعلقان در زير خاك مانده به عالم بقا رفتند .
ديگر - در سنهء ثمانين و تسعمائه آتشى در آسمان در سمت قطب شمالى ظاهر شده تا مدت نه ماه امتداد يافت و بعد از آن غايب گرديد .
ديگر - در همين سال در ولايت قابن خراسان دانهاى شبيه گندم از آسمان باريد و خلايق جمع كرده از آن نان پخته تناول كردند .
ديگر - در شهور سنهء اثنى و ستين و تسعمائه جمعى قلندران بىسروپا و لوتهخواران هرزه در ادرييلاق سورنق سلطانيه در لباس عقيدت و حسن اعتقاد اسناد مهدويت به خاقان فريدون حشمت كردند . هرچند آن حضرت به دلايل قاطعه خواستند كه ايشان ازين عقيدت فاسده باز آيند رجوع نكردند . آخر الامر منجر به آن شد كه پادشاه دين دار شريعت پرور در مقام سياست آن گروه در آمده مقرر فرمودند تا فراشان سر يك يك را به ضرب تخماق كوفته به ديار عدم مىفرستادند ، و ديگرى به همان كلمات [ 276 الف ] لاطايل زبان گشوده از آن عقيدهء فاسده رجوع نمىكردند تا تمامى آن جماعت كه چهل نفر بودند به سياست رسيدند .
ديگر - در سنهء خمس و ستين و تسعمائه سيل عظيم به قزوين آمد تا موازى دو هزار خانه از « محلهء درب ابهر » از ممر سيل خراب شد .
ديگر - در سنهء احدى و ثمانين و تسعمائه در دار الارشاد اردبيل علت طاعون شيوع يافته تا موازى سى هزار كس تلف شدند .
اين بود نكتهاى چند از غرايب ايام حشمت و سلطنت آن پادشاه عدالت دستگاه كه درين اوراق مرقوم گرديد . اكنون كميت واسطىنژاد قلم به ذكر بعضى از
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 840
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٤٠