تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 833

مساهمون:

ص٨٣٣
بندرآباد ميل دارد . در نهايت سرعت از عقب روان شد و هر گاه كه به نزديكى روشنايى مىرسيد آن چراغ از شارع بيرون رفته بعد از زمانى باز به راه مىآمد تا آنكه آن روشنايى داخل مزار منور حضرت كرامت دستگاه [ 268 ب ] ولايت پناه سلطان المحققين سلطان نجم الدين حاجى محمود شاه شد و بنابر آنكه در آستانه استوار بود در بيرون توقف كرده على الصباح كه دروازهء افق شرق به سبب ظهور تباشير صبح صادق مفتوح گشت قدم در آستانهء مباركه نهاده و در پيش خدام زبان به اظهار آن راز بگشاد ، مقيمان بقعهء شريفه گفتند مدتى است كه در بعضى از ليالى مشاهدهء ما مىگردد كه ، مصراع :
چراغى روشن از نور كرامت
از صومعهء قريهء سورك « 1 » به اين مقام منور آمده بعد از زمانى به جانب سيد صحرا مىرود و جمعى كه رسم تفحص به جاى آورده‌اند بر ايشان چنان ظاهر گشته كه ساعتى در مزار سيد صحرا مانده باز متوجه صومعهء سورك « 1 » مىشود و زياد از اين حقيقت امر غريب بر ما روش نيست . حكايت كرد سيد نجيب امير محمد رشيد شيرازى كه در شهور سنهء ثمانين و الف در خطهء حيدر آباد به جهت سكنى منزلى خريدارى نموده محلى اختيار كردم كه چاهى حفر نموده از آب آن منتفع گردم . چون مقنيان دو سه ذرع كندند ناگاه سنگى عظيم ظاهر گشت و كار بر كاركنان دشوار گرديده بعد از تعب بسيار و سعى بىشمار نصف آن سنگ شكسته شده گوى محقر در وسط چاه و [ 269 الف ] سنگ سفلى مشاهدهء اصحاب بينش گرديده كه وزغى « 2 » زنده در نهايت بزرگى برگ سبزى در دهن داشت و نصفى از آن برگ را خورده بود . اين معنى سبب تعجب همگنان گرديد . ايضا : سيد نجيب حسيب امير محمد رشيد مذكور كه به صدق سخن اتصاف داشت تقرير نمود كه در ولايت فارس موضعيست كه آن را سياخ و قراباغ نيز گويند
هامش
( 1 ) - نسخهء وزيرى : شورك ( 2 ) - اصل : وزقى