و ايضا ملا محمد اردكانى « 1 » حكايت كرد كه در حوالى خرانق من اعمال خطهء يزد مزرعهايست مشهور به مزرعهء واشه و حال تحرير اين حكايت بعنوان ملكيت شرعى در يد تصرف فاضل متقى مولانا شمسا ولد حاجى عليرضا اردكانى قرار دارد . در هر هفته در روز چهارشنبه از وقتى كه قرص خورشيد از افق شرق به تائيد حضرت سبحانى طالع گشته اطراف جهان را نورانى ميسازد تا زمانى كه عيون اعيان روز از ديدار خسرو ثوابت و سيار محروم مىگردد و به قدرت كاملهء يزدانى آب از قنات و چشمه در جريان آمده به اسطرخى كه به جهت همين مطلب ترتيب دادهاند جمع مىگردد و از اسطرخ به باغات و اراضى رفته شرب مزارعات مىشود و در ساير ليالى در جوف زمين و قنات [ 266 ب ] متوارى گشته قطرهاى آب به كام طفلان نبات نمىرسد .
حكايت - بر ضمير خورشيد نظير عطارد منشان دبيرستان سخنورى و مسند - نشينان بارگاه نكتهپردازى پوشيده نماناد كه به سبب بعضى واقعات كه به دستيارى كلك وقايعنگار در جلد ثانى اين مجلد گزارش « 2 » يافته كه ، شعر :
در زمان شه جهان عباس * فخر اولاد سيد كونين
اعنى خاقان گيتىستان كيوان مكان سلطان شاه عباس ماضى بهادر خان به تخريب قلعهء مباركه يزد امر فرمود و فى الواقع آن قلعهاى بود در غايت رفعت و استحكام
هامش
بهم مىرساند و داخل آن مىشود و در اواخر ايام سلطنت نادر شاه از ظلم و ستم او كوه صبر و شكيب عالم گداخته و دلهاى عالميان را كباب ساخته بود اهالى دهج كارشان بجان و كاردشان به استخوان رسيد از جادهء انقياد انحراف ورزيده به آن غار تحصن جسته بودند و قريب پانصد ششصد نفر از زن و مرد صغير و كبير بادواب و اغنام مدت مديد در آن غار بسر مىبردند و آن قليل آب را قسمت كرده شبان روزى نفرى را يك طشت آب ميدادند و همگى را كفايت مىنمود و اهالى آنجا بر آنند كه آن آب نيز مثل آب چكچكو يك نفر يا جمعى كثير كه باشند به يك نسبت كفايت مىكند و در بالاى آن غار كه با فلك دوار لاف همسرى مىزند نيز ميگويند كه چشمهء آب خوشگوار و اشجار سايهدار مىباشد .
( 1 ) - اصل : ملا محمد اردكانى ندارد ، از نسخهء وزيرى نقل شد .
( 2 ) - اصل : گذارش