[ 263 ب ] . . . . فصل ثانى در بيان حكايات غريبه و روايات عجيبه و ذكر بعضى حيوانات و طيور غريبة الاشكال و الافعال و نوادر وقايع روزگار آنچه [ 264 الف ] از كتب متقدمين به مطالعه رسيده يا آنكه در ايام عمر مشاهده و يا از راويان صحيح القول استماع شده و آن مبين است بر چند حكايت
از مستخبران صادق الخبر استماع افتاده كه شخصى از اهالى يزد احرام طواف روضهء ملايك مطاف قرة العين اشرف دودمان عبد مناف بسته وصول مدارج قصوى اين سعادت عظمى را به فحواى حديث صحيح نبوى كه « سند فن بضعة منى بارض خراسان لا يزورها مؤمن و لا مؤمنة الاوجب له الجنة » وسيلهء دخول فراديس جنان دانست و روزى كه در موضع زنگيان كه محل اجتماع قوافل است منزل نموده بود به بيابانى كه در خارج مزار سيد الاقطاب سيد حسين مشهور به گل سرخ است رفته در حين تطهير بدرهء زرى كه همراه داشت بر كنار حوض گذاشت و بعد از فراغ از خاطرش محو شده درهمانروز از قافله كوچ نموده [ 264 ب ] چون چند مرحله طى نمود به يادش آمده معاودت را از ضعف اعتقاد شمرد و در باطن حراست آن وديعت را به روح مقدس امام عليه التحية و السلام حواله نمود . بعد از دريافت شرف زيارت و مراجعت به وطن از كمال وثوق به حصانت امين نقود كنوز اسرار لاهوت و حارس مدينهء ناسوت باملى كامل به مكان معهود آمده دهليز پاياب را مسدود يافت . از سوقيان حقيقت انسداد باب استعلام نمود . گفتند كه از فلان تاريخ اژدهائى در اين موضع بهم رسيده و صناديد محله به جهت دفع ضرر آن حيّه راه دخول پاياب را