هامش
دنبالهء حاشيهء صفحه قبل
نمودهاند كه پادشاه سليمانشان جنتمكان شاه سليمان صفوى بهادر خان انار اللّه برهانه در زمانى كه اورنگ سلطنت ايران به فر وجود آن پادشاه ذىشان آرايش داشت جمعى را به تحقيق چگونگى معدن مزبور مأمور و بعد از مراجعت يك نفر مأمورين نزد من تقرير نمود كه بعد از آنكه بر غار مزبور رسيديم اول طلوع آفتاب بود و رفقا در بيرون غار توقف نموده من با يك نفر ديگر چراغى برداشته قدم در اندرون غار گذاشتيم و بعد طى نشيب و فراز بسيار و تحمل مصائب بىشمار به آبى رسيديم كه گذشتن از آن تعذر داشت .
و درآنطرف آب چيزها در كمال درخشندگى به نظر درمىآمد . چون نظر به آلت ساعتى كه همراه داشتيم ظهر داخل شده بود درآن آب وضو ساخته به اداى فريضه قيام نموده دراين اثنا به سبب احتباس هوا چراغى كه داشتيم منطفى گرديد و ديگر اسباب تحصيل آتشى كه چراغ برافروزيم نداشتيم ، لاجرم مراجعت نموده دست بر ديوارهاى غار گرفته مىآمديم تا به جائى رسيديم كه خاك نرمى داشت . قدرى از آن خاك برگرفته در دامان خود كرديم و اول غروب كه از غار مير شمس الدين بيرون آمديم و آن خاك را كه ملاحظه شد لاجورد بسيار نفيسى بود كه استادان صناعت كار نموده پسنديدند .
با وجود اينكه مصنف اين كتاب را بخصوص بذكر احوال يزد تأليف نموده متوجه توصيف غار مزبور [ كه ] از غرايب صنايع الهى [ است ] نشده ، بنابراين محرر اين نسخه به تحرير مجملى از آن پرداخت . ( ص 374 نسخهء وزيرى )