[ حاشيهء 232 ب ] آن جا بميرد شهيد باشد .
اما شهر بلخ يك نوبت خراب شده و نوبت ديگر خراب شود ، اما آباد نگردد ، و نيكى باد اهل آن را كه آنجا حق سبحانه تعالى را گنجهاست نه از سيم و زر ، بلكه مردانى باشند كه خداى تعالى را چنان شناسند كه حق شناختن است و چون فرزند من مهدى پيدا شود ايشان از اصحاب او باشند .
و نيكى باد بر اهل ترمذ كه در آنجا مؤمنان باشند كه بجز از رضاى خدا و دوستى مصطفى و حضرات ائمهء هدى چيزى ديگر بر دل ايشان عبور نكند . اما هلاك ايشان به طاعون « 1 » خواهد بود . و احوال ساكنان بعضى از شهرهاى ديگر بيان فرمود .
عمر بعد از استماع آنها گفت يا ابى الحسن مرا در تسخير مملكت خراسان ترغيب فرمودى .
بالجملة خوارزم شهرى است از شهرهاى مشهور و بهترين آن ولايت جرجانيه است و تركان او را اورگنج گويند و دار الملك سلاطين خوارزمشاهى بود و در زمان فتور چنگيزخان از علما و فضلا و ارباب شمشير و اصحاب قلم و اهالى صناعات و ساير طوايف بنى آدم آن مقدار در جرجانيه جمع آمده بودند كه زياده برآن [ حاشيه 233 الف ] تصور نتوان نمود .
در « حبيب السير » مسطور است كه چون او كداى بن چنگيزخان بر جرجانيه استيلا يافت خلايق را به صحرا رانده قرب صد هزار مرد پيشهور جدا ساخته و زنان جوان و كودكان را به بندگى گرفته و باقى مردم را به سپاه خود تقسيم نموده به قتل رساندند . هر قاتلى را بيست و چهار مقتول رسيد و عدد قاتلان از صد هزار متجاوز بود و يكى از شهداء خوارزم شيخ نجم الدين كبرى است :
مرو شاهجان - در كتاب « حبيب السير » مذكور است كه بلدهء طيّبهء مرو در زمان استيلاء مغول بر بلاد ايران و توران به مرتبهاى معمور بود كه در وقتى كه تولى خان ابن چنگيز خان بر مرو دست يافت به موجب اشارهء او چهار روز متصل متوطنان مرو را از شهر به صحرا راندند و چهارصد نفر از محترفه و جمعى دختران را بجان
هامش
( 1 ) - در اصل : تاعون .