معتدل عالمى كه همچو بهشت * ز آفت بهمن و خزان دور است
دلگشا روضهاى كه همچو سپهر * ساحتش پر مشاعل نور است
در نظر ساكن سوادش را * هر طرف صد بهشت و صد حور است
از فلك طالب مرادش را * هر نفس صد هزار منشور است
و از نفايس مساجد او كه در غايت [ 199 ب ] لطافت و ارتفاع است مسجد جامع كبير است كه آسمان از عتبات عليهء او آستانهاى است ، كرسى عمارتش را اگر عرش گويم رواست و گنبد مقصورهء او را اگر طور خوانم سزاست . و از مزارات مقدسه آستانهء متبركهء امامزادهء واجب الاتباع امامزاده ابو جعفر محمد است كه معماران و طراحان ايوانهاى عالى برافراشتهاند و دردمندان به جهت شفاى علل و امراض غبار مرقد منور را توتياى ديده ساخته طواف روضهء مطهره را بر خود لازم و واجب مىدانند .
صفاى مصلى كه هواى دلگشايش چون روايح انفاس عيسوى روحافزا و فضاى صحن جان فرايش مانند يد بيضا معجز نما است صلاى گلگشت بگلشن شيراز داده .
ميدان خواجه با وسعت عرصهء خيال در جولان و با ميدان فرحافزاى نقش جهان تؤامان ، مصر را از سوز فراق جداول تفت جامه در نيل و نيل را از غيرت زلال اهرستان سنگ در قنديل در مناقب كوشك و قصور جنتآباد تفت به كدام قدم پويم ، و در صفات باغات ارم بنياد اهرستان چه تحرير نمايم . مزار معطر شاهزاده فضل رضا را از ما درودى و مرقد فايض الانوار سلطان تقى الدين محمد را هر دم تحيت و سلامى باد .
[ 200 الف ] بر ضماير مطالعهكنندگان اين اوراق پريشان مخفى نماند كه در شهور سنهء اثنى و ثمانين و الف هجرى كه اين غريب وادى سرگردانى در خطهء بصره رحل اقامت گسترده انتظار رسيدن سفاين هند ميكشيد و ندامت تمام باحوال و اوضاع