تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 801

مساهمون:

ص٨٠١
خود داشته دريافت صحبت فيض اثر صاحب سعادتى كه از اهل دانش و كمال باشد از درگاه احديت مسئلت مىنمود و از غايت موهبت الهى ساحت دلگشاى آن بلده از فرّ نزول و وصول نور حدقهء ارباب دانش و نور حديقهء اصحاب بينش ، اختر برج فضيلت و دين‌دارى ، خلاصهء اولاد فضلاء كرامت دثار ، نقادهء دودمان علماء عالىتبار ، تاجا للفضيلة و النجابة و الوقار مولانا حسن على كه در نسبت نسب عالى و رتبت حسب متعالى از فرق اشراف ذوى المعالى ممتاز و ذات فايض البركاتش به اصناف فضايل كمالات آراسته نضارت رياض رضوان گرفت ، نسايم اين مژدگانى بر شجرهء آمال و امانى جهان وزيد و غنچهء مراد دوستان [ 200 ب ] بر گلشن اميد شكفتن آغاز نهاده دوحهء چمن شاد كامى بر جويبار مقصود و ميوهء شادمانى بار داد ، بيت :
از اين بشارت خرم كه ناگهان آمد * هراز جان غمين گشته شادمان آمد
و بنابر آن كه اين ذرهء احقر نقش محبت سلسلهء فضيلت اياب را در دار الضرب اخلاص به سكهء دوستى بر لوح سينه نگاشته و نهال مودت علماى كرامت قباب در روضهء اختصاص بر شحهء بىغرضى و يك جهتى پرورش داده مبتهج و شادمان به خدمت آن جامع اوصاف حسنه شتافته از صحبت فيض اثرش بهره ور گرديد . بر اذكيا پوشيده نماند كه چون قلم ستوده رقم به امداد رشحات مداد نزول آن مهر سپهر فضل و كمال را در بصره بر سبيل اجمال در سلك تحرير كشيد لازم مىنمايد كه شمه‌اى از الطاف فياض على الاطلاق كه شامل حال و كافل آمال آن جناب گرديده و در وقت عبور بر درياى مشكلات امور ملاح عنايت بىنهايت به غير وسيلهء زورق تدبير [ 201 الف ] او را به ساحل نجات رسانيد و خلاق انفس و آفاق به هنگام طوفان حوادث هادى توفيق گشته او را در سفينهء امن و سلامت نشانيد ، مصراع :
هر كه با نوح نشيند چه غم از طوفانش
تبيين اين عبارات مشكين رقم كه شمايم رشحات قلم به مشام جان فضلاء ستوده سير مىرساند آن است كه آن ثمرهء شجرهء دانش خلف ارشد افضل الفضلاء
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 801 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى