رسول امين مظهر لطف دوست * كه مقصود از خلق اين خانه اوست
بود او شه و انبياء لشكرش * چو خورشيد و انجم بگرد اندرش
حاصل نمود و پس از مراجعت به اندك زمان بر راحلهء توفيق سوار گشته عزم طواف عتبات عاليات عرش درجات نمود و بعد از وصول بدان مشاهد عطرسا شرايط زيارت بجاى آورد . و چون عنايت خالق بيچون نقد آن مقصود در آستين مرادش نهاد به وطن مألوف بازگشت نمود . و در سنهء ثمان و سبعين و الف هجريهء نبويه خيال سفر هند در ضمير منيرش پيدا شد و به مبالغهء تمام و الحاح مالاكلام از والد عالىمقام اجازت حاصل كرده روى بدان ولايت آورد . در حالتى كه قافلهء عنايت پادشاه متعال رفيق آن خجسته صفات و بدرقهء تأييد مالك الملك لايزال نگهبان [ 202 ب ] ذات با بركاتش بود ، مصراع :
توفيق رفيق و بخت همراه
و چون در دار الخلافهء حيدرآباد بهشت بنياد ورود نمود خان عالى وقار و قدردان نيكنامخان كه از غايت رتبه و جاه احتياج بتوصيف ندارد مقدم شريفش [ را ] عزيز و مغتنم شمرده و شرايط مهماننوازى بر وجهى كه فراخور همت عالى نهمتش بود بجاى آورد و همچنين قطب فلك سلطنت و كامكارى ماه آسمان عظمت و شهريارى مركز دايرهء شوكت و جهاندارى ، مصراع :
چراغافروز مسندگاه اقبال
معز السلطنة و الجلالة سلطان عبد اللّه قطبشاه به وسيلهء حسن ارادت و صفاى عقيدتى كه نسبت به اصحاب استعداد و قابليت داشت تكليف ملاقات فرمود و بعد از آن كه آن جناب را شرف ملازمت شهريار گيتى پناه دست داد به انواع التفات و احترام و غايت انعام و اكرام نوازش يافته به جناب شاهجهاناباد در حركت آمد . خوانين و امراى آن ولايت لوازم توقير و تعظيم به تقديم رسانيده آن جناب را در آغوش لطف و