تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥
و غافل از اين معنى كه اگر تدبير موافق تقدير نباشد كار به كجا رسد و چون مفتاح تمنى به تصرف قادر ذو الجلالست و كليد مرادات در دست محول الحول و الاحوال به خلاف رأى اول صواب صورت يافت و در بيست و سيم همان شهر از آن شهر رخت بر راحلهء جهل و غرور بسته در روز اول شهر ربيع الاخر داخل اورنگ‌آباد شد و به جهت بعضى موانع و كارسازى تا يازدهم جمادى الثانى توقف كرده بعد از آن روانهء حيدرآباد كدورت‌آباد شد و در نهايت تعب و غايت خوف و دهشت از قاطعان طريق آن مسافت طى نموده در هفدهم شهر رجب المرجب به آن خطه رسيد و ابواب محنت و اندوه بر روى روزگار خود گشاد ، شعر :
هر شب برود ز سينه آرام غريب * وز شربت غم تلخ بود كام غريب گويند كه از مرگ بتر نيست غمى * شك نيست كزان بتر بود شام غريب
بعد از چند وقت يكى از اراذل الناس كه در آن ملك پاى بر مسند ابهت و اجلال گذاشته بود از ورود حقير اطلاع يافته رغبت ملاقات نمود و به مبالغهء بسيار به منزل خود تكليف نمود . [ 197 الف ] چون به مجلس او رفت ديوى ديد در لباس آدمى ، شعر :
چه ديوى جلد ديوان سماجت * فراغت خسب ايوان حماقت
خسيسى كه درويش هرگز بوى طعامش نشنيدى ، لئيمى كه به غير از خودستائى چيزى به خاطرش نرسيدى ، شعر :
حصار چار برج خيبر بخل * چه گويم كون بخل و هم سر بخل
عقل و دانش و فهم و درايت او را چه گويم ، شعر :
اگر دانش به روزى در فزودى * ز نادان تنگ روزىتر نبودى