تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
گرفت و در آشنائى گروهى كه روابط قديمى را از ياد بگذارند چه مايه حاصل توان كرد ، شعر :
حيف است كه در زمرهء مردان بريش نام * آن را كه حق صحبت مردان نشناسد
و ساقى الطاف ايزدى از خمخانهء « كل حزب بما لديهم فرحون » هر كس را فراخور حال او ساغرى داده [ 193 الف ] و هيچكس را از مشرب عنايت و سرچشمهء رعايت مهجور و محروم نساخته ، شعر :
كس نيست كه نيست بهره‌مند از تو ولى * اندرخور خود به جرعه‌اى يا جامى
تو نيز مىبايست كه در طريق عمل خويش ثبات قدم ورزيده به آرزو دست در شاخ هوس نمىزدى و افزون طلبى كه غالبا عاقبت آن به وخامت مىانجامد بر طرف مىنهادى و مهمى را كه از آن تمتعى ديده و نتيجهء خيرى يافته به زودى و آسانى از دست نمىدادى تا مضمون حديث شريف « من رزق من شىء فيلزم » كار كرده در چنين ملكى نمىافتادى و چنين مكروهات مشاهده نمىكردى و سخن حضرت مولوى كه معدن جواهر معنوى است به اين حالت اشاره تمام است ، بيت :
انجير فروش را چه بهتر * كانجير فروشد اى برادر
چون كلام حكمت انجام آن جناب بدين مقام رسيد گفتم آرى ، مصراع :
كه از صواب ملوليم و از جواب خجل
اى عزيز ما را به مقادير آسمانى مؤاخذت منماى و به مقدرات الهى سرزنش مكن و به قضاى خداى تعالى راضى باش ، شعر :
بجز رضا به قضاى خدا نمىبايد * به غير صبر به وقت بلا نمىشايد
و همچنين ، نظم :