تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
فوج پواج « 1 » گذشتندى روى زشت او ديده از آمدن پشيمان شدندى ، اما لا علاج زبان به سلام گشاده آن از خداى بىخبر لب به جواب نگشوده باشارهء چشم و ابرو [ 191 الف ] اداى واجب مىنمود و با وجود آنكه خود را سرآمد دانشمندان و عباد مىشمارد اين فعل قبيح را شعار خود ساخته و گوئيا به گوش هوش او نرسيده كه حسن خلق نوريست از انوار حكمت الهى و سرّى از اسرار عزت پادشاهى كه بدان نور شريف ديدهء بصيرت منور گردد و بدان سر عزيز معرفت حسن صفات ميسر گردد . زبان معجز بيان سرور عالم صلى اللّه عليه و آله و سلم بكلمهء « تخلقوا باخلاق اللّه » ناطق شده تا امت عالىهمت دانند كه تحقق بدين تخلق امريست لازم و ارتقا بدين سنت درجهء عليا و اول چيزى كه در ميزان قيامت سنجيده شود اخلاق حسنه باشد و در حديث آمده كه به درستى كه مؤمن به واسطهء خلق نيك درمىيابد درجهء كسانى را كه قايم - الليل وصايم النهار باشند و حكما گفته‌اند خوى نيك راهيست روشن كه جز به انهاج آن منهاج بسرمنزل شرف و سرورى نتوان رسيد و جز به سلوك طريق آن رخت از باديهء حيوانيت به دار الملك انسانيت نتوان كشيد ، نظم :
هر كه درو سيرت نيكو بود * آدمى از آدميان او بود نيكى مردم نه نكوروئى داشت * خوى نكو مايهء نيكوئى است
[ 191 ب ] و اخلاق ستوده و اوصاف پسنديده از همهء افراد آدميان زيبا و مستحسن مىنمايد ، خصوصا از جماعتى كه به حكم « و ربك يخلق ما يشاء و يختار » زمام اقتدار به قبضهء اختيار ايشان باز داده‌اند ، شعر :
خوبى اخلاق كان دنيا و دين را زيور است * با فقيرى خوش بود با پادشاهى خوشتر است
هامش
( 1 ) - نسخهء وزيرى : پا به اوج گذاشتى