تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
ترسم كه آزار تمام يا بى و پشيمان شوى و آنگه پشيمانى سود ندارد . چنانچه بزرگان اشاره بدان فرموده‌اند ، بيت :
قناعت كن اى نفس با اندكى * كه از حرص خوارى رسد بىشكى ندانست قارون نعمت پرست * كه گنج قناعت به كنج اندر است كند مرد را نفس اماره‌خوار * اگر هوشمندى عزيزش بدار
و مرا هميشه اعجاب تو و مغرور بودن به راى خود و مفتون گشتن به جاه اين دنياى فريبنده كه چون عشوه سراب نمايشى دارد معلوم بود و ليكن در اظهار آن با تو تأملى مىكردم مگر انتباهى يا بى و از خواب غرور و غفلت مستى شراب پندار و جهالت بيدار و هشيار گردى و چون از حد در گذرانيدى و هر نفس در باديهء ضلالت و هاويهء غوايت سرگردان‌تر مىشوى و من از روى مصادقت در نصيحت تقصير نكردم و اين سخنان گفتم [ 179 الف ] و با آنكه مىدانم ، نظم :
با هر كه راست گفتم فى الحال خصم من شد * خاموشى از همه به چون حق نمىتوان گفت
بارى تو خود با خود انديشه كن و شتاب درين امر مكن كه شتاب كردن درين كار از طريق خرد دور مىنمايد و تعجيل نمودن با حزم و عاقبت‌انديشى راست نمىآيد ، شعر :
مكن در مهمى كه دارى شتاب * ز راه تأنى عنان بر متاب كه ناكرده را مىتوان كرد زود * چو شد كرده آنگه ندامت چه سود
بارى نخست متوجه اردوى معلى شو ، اگر موافق مطلب تو روى نمايد
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 768 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى