تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
شعار خود ساخته‌اى همگى از تو راضى و شاكر و صحبت ترا طلب كارند [ 178 الف ] و با وجود اينها تعب سفر اختيار نمودن و راحت اقامت را ترك فرمودن از طريق خرد دور مىنمايد و ديريست كه گفته‌اند ، مصراع :
روز نيك از دست دادن نيست كار عاقلان .
گفتم آنچه فرمودى از روى مهربانى و شفقت است . اما هر چند فكر مى - كنم اين مناصب فرا خور حال من نيست و در ضمير من چيزهايى مىگذرد كه عبارت از آن قاصر است ، بيت :
ز آب خرد « 1 » ماهى خرد « 2 » خيزد * نهنگ آن به كه با دريا ستيزد
حالا مصلحت در آن ديده‌ام كه دو سه روزى در اطراف جهان بگردم ، شايد كه به بركت حركت غبار غم از صفحهء دلم زدوده شود . چون خاطر به غرايب و عجايب امصار و اقطار مشتغل شود يمكن كه صورت فرح در آينهء ضمير پديد آيد ، چنانچه گفته‌اند ، بيت :
نابرده رنج گنج ميسر نمىشود * مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
و ديگرى فرموده ، شعر :
كسى به گردن مقصود دست حلقه كند * كه پيش تير بلاها سپر تواند شد
بعد از استماع اين سخنان در تأمل افتاده به درياى انديشه مستغرق گرديد و اطراف و جوانب اين سخن را [ 178 ب ] بقدم فكر پيمود و غبار اين انديشه را بر محك تأمل تجربه نموده گفت كه آنچه من مىگويم از مقام قناعت است و آنچه تو مىگوئى از مرتبهء حرص . حريص هميشه محروم باشد و تا كسى قناعت نكند آسايش نيابد و چون تو شكر نعمت نمىگزارى « 3 » و قدر دولت فراغت نمىدانى
هامش
( 1 ) - اصل : خورد ( 2 ) - اصل : خورد ( 3 ) - اصل : نمىگذارى