زراعت و عمارتش در افزود و به يمن همت آن پادشاه وافر مكرمت و اركان دولتش قصبات [ 152 ب ] و باغات و بساتين بهشت آيين محتوى بر قصور دلپذير صفت نضارت و تعمير پذيرفت و در آن ايام كثرت خلايق و وفور بدايع مواضع به درجهاى انجاميد كه ساحت كوه و دشت سمت تضايق گرفت و از قريهء تفت تا تل اللّه اكبر تمامى فضاى بيابان باغ و بستان و چمن و گلستان شده و از كثرت بقاع دلكش و نزاهت عمارات فردوس وش آن عرصهء وسيعه غيرتافزاى طارم فيروزه - گون گردون گرديد و هر جهانديده در فصل بهار بر آن مواضع نضارت آثار عبور نمايد بهشت عدن را در دنيا مشاهده نموده حكايت گلستان ارم را افسانهء موهوم پندارد ، شعر :
همه در خرمى بسان بهار * گشته در ديدهها بهار نگار