تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 727

مساهمون:

ص٧٢٧
از ارباب نظم تاريخ جريان اين قنات به اين مضمون گفته ، مصراع :
آبرو يافت اردكان زين آب

مزرعهء نارستان

مكانيست به غايت خوش هوا و محل نزول قوافل . در سنهء ثماثين و الف حاجى شرف الدين عقدائى در آنجا سرائى محقر ساخته خانهء آخرت خود را آباد ساخت و همچنين در موضع عقدا سراى ديگر به اتمام رسانيده .

مزرعهء خليل‌آباد

در حوالى نارستان واقع گشته ، در سنهء احدى و سبعين و الف كه حاجى خليل عقدائى از ولايت هندوستان مراجعت نمود قناتى حفر كرده به اجراى [ 150 ب ] آب سعى موفور به عمل آورده مبلغى كلى صرف نمود و در وقتى كه مشار اليه ارادهء حفر قنات داشت و هنوز قطره‌اى آب به كام احدى نرسيده بود با آن كه از آن محل تا قريهء عقدا قريب چهار فرسخ مسافت است متمولان و ارباب ثروت بل درويشان و اصحاب دهقنت به اميد آنكه شايد آب اين قنات به عقدا آيد و مزرعهء عقدا كه چون تيه حضرت موسى از آب و آبادانى دور است مانند جنات عدن گردد ، بعد از استخاره و مصلحت عقلا در صحارى قريهء مزبوره به اين خيال محال طرح خيابانها و باغات و بساتين انداختند و هر يك فراخور استطاعت غايت سعى به عمل آوردند و مدتى در آن امر اوقات شريف ضايع گردانيدند . بعد از عهدى كه حاجى خليل سعى نموده مبلغها صرف نمود قليلى آب جريان يافت و در همان مكان طرح مزرعهء محقر انداخت و قطره‌اى آب به كام مردم عقدا نرسيده چون ماهى از تشنگى كباب گشتند . بر صحيفهء خاطر ارباب هوش مستور نماناد كه اين حركات ساكنان عقدا چه به حكايت شخصى كه نعلى يافته بود به مثل آن [ 151 الف ] مىماند و آن مبين مىگردد در اين حكايت : شيرين‌سخنان فصاحت‌طراز و شاخچه‌بندان قصه‌پرداز چنين حكايت كرده‌اند كه شخصى بود به قيد مفلسى گرفتار ، روزى به راهى مىگذشت يك پا نعل